حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٦٢٨ - مطلب هشتم در بيان امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد و وعده عفو از آنها فرموده و آن چند چيز است
وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما گفته است كه مراد آنست كه فشل و جبن بخاطر ايشان خطور كرد نه آنكه عزم بر آن كردند بعد از آن گفته است اراده معصيت و عزم بر آن معصيت است و جماعتى تجاوز از حد كردهاند حتى آنكه گفتهاند عزم بر كبيره كبيره است و عزم بر كفر كفر است.
و شيخ شهيد در قواعد گفته است تأثير نميكند نيت معصيت عقابى را و نه ندامتى را مادام كه مرتكب آن نشوا و آن از جمله چيزهائى است كه ثابت شده است در اخبار كه حق تعالى عفو از آنها كرده است پس گفته است اگر نيت معصيتى بكند و مرتكب شود امرى را كه معصيت ميداند پس خلافش بر او ظاهر شود آيا اين نيت اثر ميكند محل نظر است از اين جهت كه مصداق معصيت نشده است پس بمنزله آنست كه نيت معصيت كرده است و بس و بر نيت معصيت بدون فعل آن مؤاخذه نيست و از اين جهت كه دلالت ميكند بر آنكه هتك حرمت شريعت كرده است و جرأت بر معاصى نموده است و حال آنكه بعضى از اصحاب ما گفتهاند كه اگر مباحى را بياشامد بنحو آشاميدن شراب مسكر و شبيه به آن فعل حرامى كرده خواهد بود و شايد از براى محض نيت نباشد بلكه بانضمام فعل جوارح دخل داشته باشد و چند امر ديگر كه محل نظر است اول آن كه زن يا كنيز خود را در خانه ديگرى بيابد و گمان كند كه زن اجنبيه است و با او جماع كند و بعد از آن معلوم گردد كه زوجه يا امه او بوده است دويم آن كه زوجه خود را وطى كند و گمان كند كه حايض است پس ظاهر شود كه طاهر است سيم آن كه طعامى را در دست ديگرى ببيند و نداند كه ملك اوست و بجبر بگيرد و بخورد پس ظاهر شود كه ملك او بوده است چهارم آن كه گوسفندى را ذبح كند بقصد عدوان پس ظاهر شود كه ملك او بوده است پنجم آن كه شخصى را بكشد و گمان كند كه محقون الدم است پس ظاهر شود كه خونش هدر بوده است تا اينجا كلام شيخ بود و شيخ بهاء الدين گفته است كه بعضى از جمله اين صور شمردهاند اين را كه نماز كند در جامهاى بگمان آنكه حرير است يا مغصوب است و عالم بحكم بوده باشد كه نماز در آن باطل است پس بعد از نماز ظاهر شود كه ممزوج است و غصب نيست يا مباح است و تردد كرده است در آن كه نمازش باطل است يا صحيح است و اولى آنست كه ترددى نيست در آن كه نمازش باطل است بلى صحت نماز نزد كسى ميتواند بود كه نهى در عبادات را مستلزم فساد نداند سيم در بيان سائر امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد بسندهاى بسيار صحيح و معتبر از طريق عامه و خاصه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم منقولست كه حقتعالى برداشته