حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٦٢٩ - مطلب هشتم در بيان امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد و وعده عفو از آنها فرموده و آن چند چيز است
است از امت من نه چيز را (اول) خطا يعنى امرى كه بىاختيار و بغفلت از او صادر شود مثل آنكه اراده كرد كه تيرى بجانب آهوئى بيندازد بر آدمى خورد و او را كشت يا مجروح كرد و خطائى كه مفتى در مسأله يا حاكم شرعى در حكمى بكند و بذل جهد خود را در آن كرده باشد و تقصيرى نكرده باشد يا طبيب در معالجه بيمارى خطائى بكند و تقصيرى در آن نكرده باشد در اينها گناهى بر فاعل اينها نيست اما مؤاخذه دنيوى در بعضى هست و در اول ديت لازم ميشود بر عاقله و همچنين اگر در خواب كسيرا بكشد گناهى بر او نيست بلكه ديت لازم ميشود در مال او يا بر عاقله است و خطاى حاكم بر بيت المال است بنا بر مشهور و در طبيب بعضى گفتهاند مطلقا ضامن است ديت را در مال خود و بعضى گفتهاند كه اگر آن كسى كه معالجه او ميكند ابراء ذمه او بكند ضمان از او ساقط ميشود (دويم) فراموشى است يعنى عقابى نيست بر كسى كه از روى فراموشى گناهى يا ترك واجبى بكند هر چند اگر ترك ركن بكند در نماز از روى فراموشى اعاده نماز را بكند و در ترك بعضى از افعال بعضى سجده سهو لازم ميشود (سيم) آنچه نداند و ظاهرش آنست كه جاهل مطلقا معذور باشد و آيات و اخبار بسيار بر اين دلالت دارد و در بسيارى از موارد باين استدلال ميتوان كرد خواه جهل مسأله باشد يا جهل موارد حكم اما اكثر علما در موارد خاصه باين قائل شدهاند مثل نماز كسى كه جاهل بنجاست جامه يا بدن يا موضع سجود كه مشهور آنست كه اعاده نماز در وقت و خارج وقت بر او واجب نيست و همچنين كسى كه جاهل باشد بغصبيت مكان يا جامه و در آن نماز كند يا كسى كه جاهل باشد بوجوب جهر و اخفات و در مواضع آنها ترك كند و نكاح در عده چنان كه سابقا مذكور شد و امثال اينها كه در موضع خود ذكر كردهاند و اگر مراد عدم مؤاخذه عقاب باشد اگر در تقصير در تفحص نكرده باشد ظاهرش عموم است در جميع احكام و ادله عقليه بسيار بر اين دلالت دارد (چهارم) چيزى چند كه طاقت آن نداشته باشند چنانچه حقتعالى فرموده است رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ يعنى اى پروردگار ما بار مكن بر ما چيزى را كه طاقتى نيست ما را بآن بعضى گفتهاند مراد تكليف ما لا يطاق است و هر چند بر خدا قبيح است و محال است كه از حقتعالى واقع شود ممكن است دعا كردن بر سبيل تعبد باشد و بعضى گفتهاند مراد عذابها و عقوبتها است كه بر امم سابقه نازل ميشد و حقتعالى ببركت حضرت رسالت از اين امت برداشته