حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٦٢٧ - مطلب هشتم در بيان امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد و وعده عفو از آنها فرموده و آن چند چيز است
پروردگار را اين بنده تو ميخواهد گناهى بكند حقتعالى ميفرمايد اگر سيئه را بعمل آورد بر او بنويسيد بمثل آن و اگر ترك كند حسنه بنويسند زيرا كه ترك نكرده است مگر از براى من و ايضا از آن حضرت روايت كردهاند كه محشور نميشوند مردم مگر بر نيات خود و گفتهاند ما ميدانيم كه كسى كه در شب عزم كند كه در صبح مسلمانى را بكشد يا زنا با زنى بكند و در آن شب بميرد مصر بر گناه مرده است و بر نيت خود محشور ميشود و دليل قاطع در اين باب آنست كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود كه هرگاه دو مسلمان شمشير بر يكديگر بكشند قاتل و مقتول هر دو در آتشند گفتند يا نبى اللّه مقتول چرا در جهنم است فرمود براى آنكه اراده قتل ديگرى كرده است مؤلف گويد كه اين اخبار از طريق عامه وارد شده است و معارضه با آن اخبار معتبره نميكند و بر تقدير تسليم حديث اول ممكن است كه نوشتن حسنه موقوف باشد براى آنكه از براى خدا باشد و اگر از براى خدا نباشد نه حسنه نوشته ميشود و نه سيئه و حديث دويم مجمل است و صريح نيست و مثالى كه گفته است اول سخن است و ممنوع است و حديث ممكن است كه مراد اراده بآن افعال باشد از شمشير كشيدن و در برابر او ايستادن و معين او بر قتل خود شدن و آنها كه قايل شدهاند كه معاقب ميشوند ميگويند كه بعزم بر سيئه معاقب مىشود- نه بر اصل فعل پس اگر بعمل آورد سيئه ديگر بر اصل فعل مترتب ميشود (چهارم) افعال قلوب است از عقايد باطله و شك در اصول عقايد و در آن شكى نيست كه بآنها معاقب است (پنجم) اخلاق ذميمه است مانند حقد و حسد و كينه مؤمنان و سوء ظن بايشان و امثال اينها و اكثر اينها را معصيت ميدانند هر چند اظهار نكند و بسيارى از اخبار دلالت ميكند بر آنكه اظهار اينها معصيت است نه اصل اينها و اين انسب است بشريعت سمحه سهله و عدم حرج در دين و ظاهر آنست كه عدم مؤاخذه بر اراده معصيت مخصوص مؤمنان باشد پس منافات ندارد با حديثى كه وارد شده است كه اهل جهنم براى اين در جهنم مخلدند كه نيت ايشان در دنيا اين بوده است كه اگر مخلد در دنيا باشند هميشه كافر باشند و معصيت خدا بكنند و جوابهاى ديگر نيز ميتوان گفت بدان كه ظاهر كلام اكثر فقها و متكلمين آنست كه اراده معصيت و عزم بر آن حرام است اما حقتعالى بفعل خود آنها را بخشيده است و وعده مغفرت نموده است چنانكه صغيره معصيت است و با اجتناب كبائر حقتعالى آنها را مىآمرزد پس آنچه خواجه نصير در تجريد گفته است كه اراده قبيح قبيح است و منافات ندارد با عفو و در كلام أبو الصلاح نيز مثل اين گذشت و سيد مرتضى در تأويل قول حقتعالى إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا