حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٣١ - (و اما حساب و سؤال و حكم در مظالم عباد)
(و اما حساب و سؤال و حكم در مظالم عباد)
آيات و اخبار در آنها بسيار است و ايمان بآنها مجملا واجب است و در روايات بسيار وارد شده است كه خدا سريع الحساب و اسرع الحاسبين است و بعضى را فرموده است كه از براى ايشانست سوء حساب و شدت حساب و فرموده است كه بسوى ما است بازگشت ايشان و بر ما است حساب ايشان و فرموده است كه سؤال ميكنيم از آنها كه رسولان بسوى ايشان فرستاده شده است و از مرسلين سؤال ميكنيم و در روايات وارد شده است كه حق تعالى حساب ميكند خلايق را بقدر يك چشم بهمزدن و در روايات ديگر بقدر دوشيدن شير گوسفندى و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه خدا را مشغول نميگرداند حساب احدى از حساب ديگرى چنانكه مشغول نميگرداند او را روزى دادن ديگرى و ابن بابويه در رساله عقايد گفته است كه اعتقاد ما در حساب و ميزان آنست كه آنها حقند يعنى بعضى را خود متوجه مىشود و بعضى را بحجتهاى خود ميگذارد پس حساب انبياء و ائمه را خود ميكند و هر پيغمبرى حساب اوصياى خود را ميكند و اولياء متولى حساب آنها ميشوند و حق تعالى گواه است بر انبياء و رسل و ايشان گواهانند بر اوصياء و ائمه گواهانند بر مردم چنانچه حق تعالى فرموده است تا بوده باشد رسول گواه بر شما و بوده باشيد شما گواهان بر مردم و باز فرموده است پس چگونه خواهد بود حال ايشان در وقتى كه بياوريم از هر امتى گواهى و بياوريم تو را گواه بر آنها و فرموده است وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ شاهد حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است و حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه موازين انبياء و اوصيااند و بعضى از خلق بىحساب ببهشت ميروند و سؤال بهمه خلق وارد ميشود زيرا كه فرموده است فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ يعنى از دين سؤال ميكنند و اما غير دين پس سؤال نميكنند مگر از كسى كه او را حساب كنند زيرا كه حق تعالى ميفرمايد فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌ يعنى پس در آن روز سؤال كرده نميشود از گناه او نه انسى و نه جنى از شيعه بنى آدم و ائمه نه غير ايشان هم چنانكه در تفسير اهل بيت وارد شده است و هر كه را حساب ميكنند او معذب است اگر چه بطول بازداشتن در موقف قيامت باشد و نجات نمييابد از جهنم و و داخل بهشت نميشود مگر برحمت خدا و حقتعالى خطاب ميفرمايد بندگانش را از اولين و آخرين بحساب اعمال ايشان بيك خطا و يكدفعه كه هر يك حساب عمل خود را ميشنوند و از ديگرى را نميشنوند و گمان ميكند كه او مخاطب است و بس نه ديگرى و مشغول- نمىگرداند مخاطبه و فارغ ميشود از حساب اولين و آخرين در مقدار يك ساعت از ساعات دنيا