حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٣٦ - (و اما حساب و سؤال و حكم در مظالم عباد)
اگر نمىبخشيد مظلمههاى شما را ميگيريم پس اكثر ايشان شاد ميشوند مظلمهها را ميبخشند باميد آنكه از اين شدت نجات يابند و بعضى از ايشان ميگويند پروردگارا مظلمههاى ما بزرگتر است از آنكه ببخشيم پس ندا ميرسد برضوان خازن بهشت كه قصرى از نقره از قصرهاى بهشت و جنت الفردوس را بيارايد بانواع نعمتها و ظرفهاى طلا و نقره و حوريان و غلمان و در نظر ايشان جلوه دهند پس منادى ندا كند از جانب حقتعالى كه اى گروه خلايق سر بلند كنيد و اين قصر را مشاهده كنيد چون نظر كنند هر يك آرزو كنند كه آن قصر از او باشد پس منادى ندا كند كه اين قصر از كسى است كه عفو كند مظلمه مؤمنى را پس اكثر آنها عفو كنند و خلاص شوند و قليلى بمانند كه عفو نكنند پس حقتعالى فرمايد كه داخل بهشت من نميشود كسى كه مظلمه احدى از مسلمانان در ذمه او باشد تا آنكه آن مظلمه را در وقت حساب از او بگيرند اى گروه خلايق مستعد شويد پس راه ايشان را ميگشايند كه بعرصه حساب درآيند نزد عرش الهى و ديوانها گشاده گردد و ميزانها برپا شود و پيغمبران و ائمه كه شهداء و گواهان بر خلقند و هر امامى گواهى ميدهد بر اهل عالم خود كه در ميان ايشان قيام بامر الهى نموده است و ايشان را بسوى خداى خود خوانده است پس مردى از قريش گفت يا بن رسول اللّه هرگاه از براى مرد مؤمنى نزد كافرى مظلمه باشد چه چيز از كافر خواهد گرفت و حال آنكه او از اهل جهنم است حضرت فرمود كه مىاندازند از گناهان مسلمان بقدر آنچه از او بر كافر است پس كافر را عذاب ميكنند بسبب آن مظلمه با عذابى كه بسبب كفر دارد بقدر آنچه از مظلمه مسلمانان نزد او هست پس آن مرد پرسيد كه اگر مظلمهاى از مسلمانى نزد مسلمانى باشد چگونه مظلمه را از مسلمانان ميگيرند فرمود از حسنات ظالم بقدر حق مظلوم ميگيرند و مىافزايند بر حسنات مظلوم پرسيد كه اگر ظالم حسنات نداشته باشد چه ميكنند فرمود از گناه مظلوم بقدر آن ميگيرند و بر گناهان ظالم مىافزايند و در علل الشرايع منقول است كه در روز قيامت صاحب قرض مىآيد و شكايت ميكند اگر آن قرض دار حسنات دارد از براى صاحب قرض ميگيرند و اگر حسنه ندارد گناهان صاحب قرض را بر او گذارند.
مؤلف گويد كه از اخبار و آيات معلوم ميشود كه حقيت اصل حساب و سؤال در قيامت معلوم است و خصوصيات آنها كه از كى حساب و سؤال ميكنند و كى را بىحساب ببهشت يا جهنم ميبرند معلوم نيست و ايضا معلوم نيست كه از چه چيز سؤال ميكنند و حساب مينمايند جمعى را اعتقاد آنست كه از جميع اموال و نعمتهاى دنيا سؤال ميكنند چنانچه در احاديث عامه و خاصه وارد شده است كه از براى حلال دنيا حسابست و از براى حرامش عقابست و در احاديث