حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥١٩ - فصل هيجدهم در بيان جماعتى است كه داخل جهنم مىشوند و جمعى كه در آن مخلد مىباشند و جمعى كه در آن مخلد نمىباشند
و انكار كند يكى از امامان بعد از او را بمنزله كسى است كه ايمان بياورد بجميع پيغمبران و انكار كند پيغمبرى محمد را و حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه منكر آخر ما مثل منكر اول ما است و حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه امامان بعد از من دوازده نفرند اول ايشان حضرت امير است و آخر ايشان حضرت قائم است اطاعت ايشان اطاعت من است هر كه انكار كند يكى از ايشان را انكار من كرده است و حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه هر كه شك كند در كفر دشمنان ما و ستم كنندگان بر ما كافر است و اعتقاد ما در آنها كه با على جنگ كردهاند مثل فرموده پيغمبر است هر كه با على قتال كند با من قتال كرده است و هر كه با على جنگ كند با من جنگ كرده است و هر كه با من جنگ كند با خدا جنگ كرده است و سخن آن حضرت در حق على و فاطمه و حسنين كه من جنگم با هر كه با ايشان جنگ كند و صلحم با هر كه با ايشان صلح كند و اعتقاد ما در برائت آنست كه بيزارى جويند از بتهاى چهارگانه يعنى أبو بكر و عمر و عثمان و معاويه و زنان چهارگانه يعنى عايشه و حفصه و هند و ام الحكم و از جميع اشياع و اتباع ايشان و آنكه ايشان بدترين خلق خدايند و آنكه تمام نميشود اقرار بخدا و رسول و ائمه مگر به بيزارى از دشمنان ايشان.
و شيخ مفيد در كتاب المسائل گفته است كه اتفاق كردهاند اماميه بر آنكه هر كه انكار كند امامت احدى از ائمه را و انكار كند چيزى را كه خدا بر او واجب گردانيده است از فرض اطاعت ايشان پس او كافر و گمراهست و مستحق خلود در جهنم است و در موضع ديگر فرموده است كه اتفاق كردهاند اماميه بر آنكه اصحاب بدعتها همه كافرند و بر امام لازم است كه ايشان را توبه بفرمايد در وقتى كه متمكن باشند بعد از آنكه ايشان را بدين حق بخواند و حجتها را بر ايشان تمام كند اگر توبه كنند از بدعتهاى خود و براه راست بيايند قبول كند و الا ايشان را بكشد از براى آنكه مرتدند از ايمان و هر كه از ايشان بميرد بر آن مذهب او از اهل جهنم است و سيد مرتضى در شافى و شيخ طوسى در تلخيص گفتهاند كه نزد ما اماميه ثابت است كه هر كه جنگ كند با حضرت امير او كافر است و دليل بر اين اجماع فرقه محقه اماميه است بر اين و اجماع ايشان حجت است و ايضا ميدانيم هر كه با آن حضرت جنگ كند منكر امامت او خواهد بود و انكار امامت او كفر است همچنانكه انكار نبوت كفر است زيرا كه مدخليت هر دو در اين باب بيك نحو است پس استدلال كردهاند باحاديث بسيار در اين باب و شيخ زين الدين در رساله حقايق الايمان نيز سخن بسيار در اين باب گفته است و معلوم ميشود كه كفر واقعى ايشان را اجماعى ميداند و آنچه از اخبار در اين باب ظاهر ميشود آنست كه غير مستضعفين از مخالفان در احكام آخرت