حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٧٩ - فصل دويم در دفع شبهههاى معاد جسمانى
محسوسى پس برمىگرداند اشياء را مدبر آنها چنانچه اول خلق كرده بود و آن در مقدار چهار صد سال است كه خلق در آن معدومند و آن در ما بين نفخ اول است تا نفخ دويم.
و تجسم اكثر ملائكه بلكه جميع ايشان ضرورى دين اسلام است و آيات متكاثره و احاديث متواتره دلالت بر تجسم ايشان ميكند پس ممكن است كه روح نيز از اين قبيل باشد و اگر در آسمان باشد چنانچه از بعضى از روايات مستفاد ميشود ممكن است كه تعلق گيرد بروح حيوانى كه در بدن سارى است و از قلب منبعث و بخروج روح حيوان تعلق او از بدن برطرف ميشود و بعود بدن باز بامر الهى تعلق بهمرساند و چون احاديث بسيار دلالت بر جسد مثالى ميكند ممكن است كه چون روح محتاج بآلتى هست در اعمال بعد از مفارقت اين بدن تعلق باين جسد گيرد و ثواب و عقاب عالم برزخ و آمدن و رفتنش در آن بدن باشد بلكه بعضى را اعتقاد آنست كه جسد مثالى در حال حيات نيز هست و آن باندازه اين بدن و در ميان آن يا خارج از آنست و چون نفوس ضعيفه قدرت تصرف تام در هر دو ندارند و در حال حيات و در بيدارى تعلقش بآن بدن بيشتر است و در حال خواب تعلقش ببدن مثالى بيشتر ميشود و بآن بدن عروج بسماوات ميكند و بر ارواح سمويه مطلع ميگردد و بمشرق و مغرب عالم سير ميكند و نفوس مقدسه با ملائكه علويه محشور مىشوند و الهامات ايشان باو ميرسد و اگر از نفوس شريره است با شياطين محشور مىشوند و بمقتضاى وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ وحيهاى شيطانى بايشان ميرسد و بعد از مرگ تعلقش ببدن مثالى بيشتر ميشود و اكثر ثوابش و عقابش به آنست بلكه محتمل است كه نفوس قويه مثل نفوس انبياء و اوصياء تصرف در اجساد مثاليه بسيار كنند و اگر چندين هزار كس در يك وقت بميرند نزد همه حاضر توانند شد و باين نحو جمع ميان اخبار ميتواند شد و بنا بر قول بتجرد روح قول بجسد مثالى ضرور است و بدون آن فهميدن آيات و اخبار و جمع ميان آنها در غايت اشكال است و آنكه جمعى توهم كردهاند كه قول باين مستلزم قول بتناسخ است بىوجه است زيرا كه تناسخيه باين اعتبار كافرند كه انكار حشر و ثواب و عقاب ميكنند و ميگويند كه روح در اين اجساد عنصريه ميگردد و از بدن زيد ببدن عمرو منتقل مىشود يا به بدن حيوانى تعلق ميگيرد در اين نشأه و نشئه ديگر نيست و ثواب و عقاب ايشان همين است و روح را قديم ميدانند و بصانع عالم قائل نيستند و ايمان به پيغمبران ندارند و تكاليف را ساقط ميدانند و بسبب اين عقايد باطله كافرند نه بسبب تناسخ بحت و بسند معتبر از حيه غربى منقولست كه شبى در خدمت حضرت امير المؤمنين بصحراى نجف رفتم كه آن را وادى السلام ميگويند حضرت در آنجا ايستادند چنانچه گويا با جماعتى