حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٥٩ - فصل نوزدهم در بيان معانى ايمان و اسلام و كفر و ارتداد است و احكام آنها
محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را شكستند مانند طلحه و زبير و اصحاب ايشان كه بيعت خود را شكستند و پرده حرمت حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم را دريدند و زوجه آن حضرت را از خانه بيرون آوردند و با حضرت امير عليه السّلام جنگ كردند و شيعيان او را كشتند و از آنها كه بظلم و جور شمشير بر روى ايشان كشيدند مانند معاويه و عمرو بن العاص و اتباع ايشان و بيزارى از آنان كه نيكان صحابه را از مدينه بيرون كردند و سفيهان مثل معاويه و عمرو بن العاص را والى مسلمانان كردند و بيزارى از اشياع آنها كه با حضرت امير عليه السّلام جنگ كردند و ايضا مهاجران از اهل فضل و صلاح را از سابقين كشتند و بيزار از آنها كه بر سر خود شدند مانند أبو موسى اشعرى و اهل ولايت او و خوارج كه حق تعالى در شأن ايشان فرموده است آنها كه گم و باطل شد سعى ايشان در زندگانى دنيا و ايشان گمان ميكنند كه كار خوبى كردهاند ايشانند كه كافر شدند بآيات پروردگار خود يعنى بولايت حضرت امير عليه السّلام و كافر شدند بلقاى آن يعنى خدا را ملاقات كردند و امامى نداشتند پس حبط شد اعمال ايشان برپا نميداريم از براى ايشان ميزان را و حضرت فرمود كه ايشان سگان اهل جهنم خواهند بود و بايد بيزارى نمود از انصاب و ازلام كه پيشوايان ضلالت و قائدان جورند اول ايشان و آخر ايشان يعنى هر كه بغير حق دعواى امامت كرده است و بيزارى از اشتباه پى كنندگان ناقه صالح از اشقياى اولين و آخرين كه ولايت و محبت ايشان را اختيار كرده است يعنى ابن ملجم و ساير قاتلان ائمه و واجب است ولايت و محبت آنها كه بر طريقه پيغمبر خود رفتهاند و تغيير و تبديل دين خدا نكردهاند مثل سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار و حذيفه و ابو الهاشم و سهل بن حنيف و عبادة بن الصامت و ابو ايوب انصارى و خزيمه و ابو سعيد خدرى و امثال ايشان و ولايت اتباع و پيروان ايشان و آنها كه بهدايت ايشان هدايت يافتهاند و حرام بودن شراب انگور و هر شراب مستكننده كمش و بسيارش و هر چه بسيارش مست كند كمش نيز حرام است و مضطر شراب نميخورد زيرا كه او را ميكشد و حرام بودن هر صاحب نيشى از درندگان و هر صاحب چنگالى از مرغان و حرام بودن سپرز كه از خون است و حرام بودن مارماهى و هر ماهى كه فلس نداشته باشد و اجتناب كباير كه آن كشتن نفسى است كه خدا حرام كرده است آن را و زنا و دزدى و شراب خوردن و عقوق پدر و مادر و گريختن از جنگ و خوردن مال يتيم بظلم و خوردن ميته و خون و گوشت خوك و آنچه بغير نام خدا ذبح كرده باشند و حرمت آنها در صورتى است كه مضطر نباشد آدمى و خوردن ربا بعد از آنكه حرمتش ظاهر شده باشد و رشوه و قمار و كم كردن كيل و وزن و فحش گفتن زنان عفيفه و لواطه و گواهى دروغ و نااميد شدن از رحمت