حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤١٦ - فصل ششم در بيان نفخ صور است و فناء اشياء
و مردى لقمه برداشته باشد هنوز بدهانش نرسيده باشد كه بميرد پس فرموده است كه استطاعت ندارند كه وصيتى بكنند و نه بسوى اهل خود و خانههاى خود برگردند على بن ابراهيم روايت كرده است كه اين در آخر الزمان است صيحهاى در ميان ايشان بلند شود در وقتى كه در بازارهاى خود در مخاصمه باشند پس همه بميرند در حالتى كه خود و احدى از ايشان بمنزل خود بر نمىگردند و وصيتى نميكنند پس حقتعالى نفخه دويم را فرمود و نفخ كرده شود و در صور پس ايشان از قبرها بسوى پروردگار خود يعنى بسوى عرش او و محل حكم او بسرعت روند گويند اى واى بر ما كى ما را برانگيخت و محشور گردانيد از جاى خوابگاه ما اينست آنچه وعده داد خداوند رحمن و راست گفتند پيغمبران نبود مگر صدائى پس ناگاه همه در يك موضع نزد ما حاضر شدهاند و در سوره ص فرموده است انتظار نميكشند مگر يك صيحه را و ديگر برنمىگردند در دنيا و در زمر فرموده است و نفخ كرده ميشود در صور پس بيهوش ميشود هر كه در آسمانها و زمين است يعنى ميميرند پس بار ديگر در صور ميدمند پس ناگاه ايشان ايستادهاند و نظر ميكنند و انتظار ميكشند كه با ايشان چه كار خواهند كرد.
و در سوره ديگر فرموده است كه دميده ميشود در صور آن روزى است كه وعيدهاى الهى بعمل مىآيد و فرموده است كه گوش بده و بشنو روزى كه ندا ميكند نداكننده از مكان نزديك روزى كه ميشوند صيحه را بحق و راستى آن روزى است كه بيرون مىآيند مردم از قبرها بدرستى كه مائيم كه زنده ميكنيم و ميميرانيم و بسوى ما است بازگشت همه روزى كه شكافته مىشود زمين و بيرون مىآيند مردم بسرعت اين حشرى است كه بر ما آسانست و در مدثر فرموده است كه پس هرگاه بدمند در ناقور يعنى در بوق پس آن روزى است كه دشوار است بر كافران و آسان نيست پس از آيات كريمه معلوم شد كه دو نفخ البته در صور مىباشد كه يكى دميدن اول كه بآن جميع اهل زمين و اكثر اهل آسمانها ميميرند بيك دفعه و ديگرى در وقت مبعوث شدن كه به آن دميدن همه خلايق بيك دفعه زنده ميشوند و بعضى از مفسران گفتهاند كه سه مرتبه ميدمد اول نفخه فزع است كه ميترسند دويم نفخه صعق است كه ميميرند و سيم نفخه قيام است كه زنده مىشوند و از قبرها بيرون مىآيند و اين قول نادر است و در احاديث معتبره بغير از دو نفخه نيست و تأويلى كه بعضى كردهاند كه صور جمع صورتست و مراد دميدن ارواح است در بدنها در قيامت بىوجه است و منافى ظواهر آيات بلكه صريح آنها است و مخالف اخبار معتبره است چنانچه على بن ابراهيم بسند معتبر از سوير بن ابى فاخته روايت كرده است از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام سؤال كردند كه