حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٥٢ - فصل نوزدهم در بيان معانى ايمان و اسلام و كفر و ارتداد است و احكام آنها
استخفاف بكعبه و امثال آن.
ششم در بيان معنى كفر و ارتداد است بدان كه اكثر متكلمين گفتهاند كه كفر عدم ايمانست از كسى كه شأنش آن باشد كه مؤمن باشد و چون معانى ايمان و اسلام و ثمرات آنها مذكور شد مقابل هر ايمانى كفرى خواهد بود و ثمرهاش عدم تحقق آن ثمره ايمانى خواهد بود پس بنا بر مشهور كه ايمان اصل عقايد حقه شيعه اماميه است و ثمرهاش بنا بر مشهور عدم خلود در جهنم است كفر باخلال بيكى از آن عقايد حاصل ميشود خواه بشك در آنها باشد يا باعتقاد بخلاف آنها يا آنكه در اصل آنها بخاطرشان خطور نكرده باشد و چون سابقا دانستى كه ايمان بعقايد خمسه مشروط است بآنكه انكار ضرورى از ضروريات دين اسلام بلكه ضروريات دين ايمان كه مذهب حق اماميه اثنىعشريه است نكرده باشد و فعلى كه مستلزم خروج از دين باشد از او صادر نشده باشد مثل استخفاف بقرآن مجيد يا كعبه يا سجده بت يا صليب يا بستن زنار براى اظهار شعار كفر پس بفعل اينها نيز كافر ميشود و از ايمان بدر ميرود و اگر اينها بعد از تكلم بكلمتين و اظهار اسلام واقع شود حكم مرتد خواهد داشت چنانچه شيخ شهيد و ديگران گفتهاند كه مرتد كسى است كه قطع كند اسلام خود را باقرار بر نفس خود بخروج از اسلام يا ببعضى از انواع كفر خواه باظهار مذهبى باشد كه اهلش را بر آن ميگذارند مانند يهود و نصارى و مجوس يا نه مانند بتپرستى يا بانكار چيزى كه ضرورى دين باشد يا باثبات چيزى كه نفى آن ضرورى دين باشد يا بفعل امرى كه دلالت كند بر كفر صريحا مانند سجده كردن بآفتاب يا بت و انداختن مصحف كريم را در نجاسات عمدا يا انداختن نجاسات در كعبه عمدا يا خراب كردن كعبه يا اظهار استخفاف به آن- و اما حكم مرتد مشهور ميان علماء آنست كه مرتد بر دو قسم است فطرى و ملى فطرى آنست كه متولد در اسلام باشد به آنكه منعقد شده باشد نطفه او در حال اسلام يكى از پدر و مادر او و حكم او آنست كه اسلام او مقبول نيست اگر توبه كند و كشتن او لازم است و زنش از او جدا ميشود و عده وفات ميدارد و مالش را ميان وارثان او قسمت ميكنند اين حكم اوست ظاهرا و در اين خلافى نيست ميان جمعى كه ارتداد را دو نوع ميدانند اما خلاف است در آنكه ميان او و خدا آيا توبه او مقبول هست يا نه اكثر را اعتقاد آنست كه توبهاش مقبولست زيرا كه شكى نيست كه او مكلف باسلام است و هرگاه توبه او صحيح نباشد تكليف او بتوبه تكليف بمحال خواهد بود پس بنابراين اگر كسى مطلع نشود بر ارتداد او يا مطلع شوند و قادر بر قتل او نباشند توبهاش ميان او و خدا مقبولست و عبادات و معاملات او