حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٨٥ - فصل سيم در اقرار بحقيقت مرگ و توابع آنست و در آن دو مطلب است
كه در دست يكى از شما باشد و بهر طرف كه خواهد بگرداند و چون معلوم شد كه ايمان اجمالى كافى است تجسس اين تفاصيل ضرور نيست اما نفى ملك موت نمودن و تأويل كردن آن بقواى بدنى يا نفوس فلكى يا عقل فعال چنانچه حكماء ميكنند كفر است و بدان كه خلاف است كه آيا ارواح حيوانات را ملك موت قبض ميكند يا ملك ديگر و چون نص صريح در اين باب بنظر نرسيده تفكر در آن ضرور نيست و مجمل بايد دانست كه حيات و موت همه حيوانات بقدرت حقتعالى است و از محيى و مميت همه است و ميتواند بود كه ملك موت قبض كند يا ملائكه ديگر و خدا را كاركنان بسيار است و ظاهر آيات و اخبار حشر و نشر وحوش آنست كه ارواح آنها نيز محفوظ بماند تا روز حشر چنانچه بعد از اين معلوم خواهد شد ان شاء اللّه تعالى.
مطلب دويم آنكه بايد اقرار نمود بآنچه در اخبار صحيحه و معتبره وارد شده است از سكرات موت و شدايد آن و كيفيات آن و حاضر شدن رسول خدا ص و ائمه هدى در وقت قبض روح هر شخصى از مؤمنان را از براى بشارت دادن و آسان كردن مرگ بر ايشان و كافران و منافقان و مخالفان را براى زيادتى شدت و صعوبت مرگ بر ايشان و اخبار ايشان بعذاب و نكال ابدى و تفكر در كيفيت آن نبايد كرد كه حضور ايشان نزد هر ميت چگونه است و ديدن ميت ايشان را بچه نحو است حضور ايشان در جسد اصلى يا در جسد مثالى است چنانچه سابقا اشعارى بآن شد زيرا كه تفكر در آنها موجب استيلاى شيطان و وساوس او ميگردد و احاديث در اين باب متواتر است و شعر حضرت امير المؤمنين ع كه بحارث همدانى خطاب كرده است نزديك بتواتر است يا حار همدان من يمت يرنى- من مؤمن او منافق قبلا يعنى اى حارث همدانى هر كه ميميرد مرا معاينه ميبيند خواه مؤمن باشد و خواه منافق و در بسيارى از احاديث معتبره از حضرت امام جعفر صادق ع منقولست كه چون هنگام وفات مؤمن ميشود حقتعالى دو بار از براى او ميفرستد يكى منسيه و يكى مسخيه پس منسيه اهل و مال را از نظر او ميكند و مسخيه او را جوانمرد و راضى ميگرداند بجان دادن و چون ملك موت مىآيد كه قبض روح او بكند او را بگويد كه اى دوست خدا جزع مكن بحق آن خداوندى كه محمد را بحق فرستاده است كه من مهربانتر و مشفقترم نسبت بتو از پدر مهربان بگشا ديدههاى خود را و نظر كن پس متمثل ميشود از براى او رسول خدا ص و امير المؤمنين ع و فاطمه ع و حسن و حسين عليهما السّلام و امامان از ذريه ايشان پس باو ميگويند اينهايند رسول خدا ص و امامان كه تو رفيق ايشان خواهى بود پس چشم ميگشايد و ايشان را ميبيند و منادى ندا ميكند او را از جانب رب العزة كه يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي