حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٢٢ - فصل هشتم در بيان حشر وحوش است
كه بايشان رسيده است در دنيا بمردن و كشته شدن و غير آن بيابند و چون عوض آن المها بايشان رسيد اگر خواهد بعضى را در بهشت باقى بدارد و اگر خواهد فانى كند ايشان را چنانچه در حديث وارد شده است و اشاعره گفتهاند كه بر خدا واجب نيست اما حشر ميكند وحوش را پس قصاص ميكند حيوان شاخ دار را از براى ستمى و ظلمى كه بر حيوان بىشاخ كرده است در دنيا آنگاه بايشان ميگويد بميريد پس همه ميميرند و در مجمع البيان در تفسير آيه اولى گفتهاند كه حقتعالى حشر ميكند وحوش را كه بايشان برساند آنچه مستحقند ايشان او را از عوضها بر المهائى كه بايشان رسيده است در دنيا و انتقام بكشد از براى بعضى از بعضى پس چون رسيد بايشان آنچه مستحق آن بودند از عوضها پس آنها كه مىگويند كه عوض دائم است و آنها كه ميگويند عوض منقطع است بعضى ميگويند كه خدا عوض را دائم ميدارد از براى ايشان تفضلا و عامه روايت كردهاند از ابو هريره كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه حشر ميكند حقتعالى جميع خلايق را در قيامت از بهائم و دواب و پرندگان و هر چيز كه باشد عدالت خدا بمرتبهاى ميرسد در آن روز كه حق بىشاخ را از شاخ دار ميگيرند پس ميگويد خاك شويد همه خاك ميشوند و از اين جهت است كه كافر ميگويد يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً و آرزو ميكند كه او خاك شود و معذب نگردد و از ابو ذر روايت كردهاند كه گفت روزى در خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم دو بز بر يكديگر شاخ زدند حضرت فرمود ميدانيد كه بچه سبب اينها بر يكديگر شاخ زدند صحابه گفتند نميدانيم حضرت فرمود ليكن خدا ميداند در ميان ايشان در قيامت حكم خواهد كرد و كلينى و برقى در محاسن روايت كردهاند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در خطبهاى فرمود يا أيها الناس گناهان سه گناه است گناهى كه آمرزيده ميشود و گناهى كه آمرزيده نميشود و گناهى كه براى صاحبش اميد آمرزش داريم و بر او ميترسيم (اول) گناه بندهايست كه حقتعالى او را در دنيا براى آن گناه عقاب كرده باشد پس خدا از آن حكيمتر و كريمتر است كه بنده را دوباره عقاب كند (دويم) ظلم بندگانست بعضى بر بعضى چون حقتعالى متوجه حساب خلايق شود قسم ياد كند و فرمايد كه بعزت و جلال خودم سوگند كه از من نميگذرد ستم ستمكننده اگر چه دستى بر دستى بزند يا مسح بر كف دستى بكند و اگر چه شاخ زدن حيوان شاخ دار حيوان بىشاخى را باشد پس اقتصاص ميكند و حقوق بعضى را از بعضى ميگيرد تا آنكه احدى را مظلمه نماند پس ايشان را ميبرد بسوى حساب سيم گناهى است كه خدا او را پوشانيده باشد بر بنده خود و روزى او كرده باشد توبه را پس او خاشع و گريان است براى گناه خود و اميدوار است رحمت پروردگار خود را و بس ما نيز براى او چنانيم كه او از