حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٨٠ - فصل دويم در دفع شبهههاى معاد جسمانى
صحبت ميدارند من نيز ايستادم آن قدر كه مانده شدم پس نشستم آن قدر كه دلتنگ شدم و برخاستم و مكرر چنين كردم پس رداى خود را جمع كردم و گفتم يا امير المؤمنين عليه السّلام ميترسم كه از بسيارى ايستادن آزار بكشى اندك استراحت بفرما فرمود كه با مؤمنان صحبت ميدارم و با ايشان انس ميگيرم گفتم يا امير المؤمنين ايشان بعد از مرگ چنين هستند كه با ايشان صحبت توان داشت فرمود بلى و اگر براى تو ظاهر شوند خواهى ديد ايشان را كه حلقه حلقه نشستهاند و با يكديگر سخن ميگويند گفتم بدنهاى ايشان در اينجا حاضر است يا روح ايشان فرمود كه روحهاى ايشان و هيچ مؤمنى نيست كه بميرد در بقعهاى از بقعههاى روى زمين مگر آنكه ميگويند بروحش كه ملحق شو بوادى السلام و اين وادى بقعهايست از جنت عدن.
و بسند معتبر از ابو ولاد منقولست كه گفت بخدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام عرض كردم كه چنين روايت ميكنند كه ارواح مؤمنان در حوصله مرغان سبزند كه در دور عرش باشند فرمود نه مؤمن از آن عزيزتر و گرامىتر است نزد خدا كه روحش را در حوصله مرغ كند و ليكن روح ايشان در بدنى است مثل اين بدن كه داشتند و ايضا ابو بصير از آن حضرت روايت كرده است كه ارواح مثل اجساد بر درختى نشستهاند يكديگر را مىشناسند و از يكديگر احوال ميپرسند و ايضا از آن حضرت روايت كرده است كه از ارواح مؤمنان سؤال نمودند گفت كه در بهشت ميباشند بصورت ابدانشان كه اگر بينى مىشناسى و ميگوئى فلانست كه در دنيا ديدهام و در بعضى از اخبار وارد شده است كه روح بعد از موت در قالبى مثل قالب دنيا و در بعضى بدنى مثل بدن دنيا ميباشد. اينها احوال روح بود كه مذكور شد و اما احوال بدن بدان كه مردم را در تفرق و اتصال جسم مذاهب مختلفه هست بعضى جسم را مركب ميدانند از هيولى و صورت نوعى و صورت جسمى و اين قول اكثر فلاسفه است و چون جسم متفرق شود ميگويند صورت جسمى و صورت نوعى هر دو معدوم مىشوند و هيولى باقى ميماند و دو صورت جسمى و نوعى ديگر بر هيولى فايض ميگردد و محقق طوسى و خواجه نصير و بعضى از حكما بهيولى قائل نيستند و ميگويند جسم بغير صورت جسمى نيست و آن در حال اتصال و انفصال هر دو باقى است و چيزى از جسم بتفرق و اتصال معدوم نميشود بلكه عرضى از آن كه اتصال باشد برطرف ميشود و انفصال عارض آن ميشود و بر عكس و اين قول بسيار متين است اما دفع شبهه استحاله اعاده معدوم بمحض اين مشكل است و اكثر متكلمين خاصه و عامه از براى دفع اين شبهه و غير آن بجزء لا يتجزى قائل شدهاند و جميع اجسام را متفق الحقيقة ميدانند و در تفرق اجزاء چيزى از جسم باعتقاد ايشان معدوم نمىشود و هرگاه بر اين اقوال مطلع شدى