حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٨٣ - فصل سيم در اقرار بحقيقت مرگ و توابع آنست و در آن دو مطلب است
كردن در آنها كه مبادا اذعان كنند امرى را كه مطابق واقع نباشد و در آن معذور نباشند چنانچه سابقا مذكور شد.
فصل سيم در اقرار بحقيقت مرگ و توابع آنست و در آن دو مطلب است
مطلب اول آنكه اقرار بايد كرد كه هر زندهاى بغير حقتعالى البته او را مرگ ميباشد چنانچه حقتعالى فرموده است كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ و هيچ ممكن را حيات ابدى نميباشد و كلينى بسند صحيح روايت كرده است از يعقوب احمر كه گفت رفتيم بخدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه آن حضرت را تعزيت بگوئيم به اسماعيل فرزند او پس ترحم كرد بر او و بعد از آن فرمود كه حقتعالى خبر فوت پيغمبرش را باو داد و فرمود كه إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ يعنى تو خواهى مرد و آنها خواهند مرد و فرمود كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ پس حضرت فرمود كه اهل زمين خواهند مرد و آنكه احدى باقى نخواهد ماند پس اهل آسمان ميميرند تا آنكه احدى باقى نخواهد ماند مگر ملك الموت و حاملان عرش و جبرئيل و ميكائيل پس ملك الموت مىآيد و نزد حقتعالى مىايستد پس خدا از او ميپرسد و حال آنكه خود بهتر ميداند كه كى باقى مانده است ميگويد پروردگارا باقى نمانده است مگر ملك الموت و حاملان عرش و جبرئيل و ميكائيل پس ميگويد باو بگو به جبرئيل و ميكائيل كه بميرند پس ملائكه گويند پروردگارا ايشان دو رسول و دو امين تواند فرمايد كه من مقدر و مقرر كردهام بر هر نفسى كه در آن روح بوده باشد مرگ را پس ملك الموت بيايد و نزد حقتعالى بايستد و خدا از او سؤال كند كه كى مانده است گويد پروردگارا نمانده است مگر ملك موت و حاملان عرش پس فرمايد كه بگو حاملان عرش را كه بميرند پس بيايد غمگين و مغموم و از ترس نگاه بجانب بالا نكند پس از او پرسد كه كى مانده است گويد پروردگارا بغير ملك موت كسى نمانده است پس گويد بمير اى ملك موت پس او نيز بميرد آنگاه زمين و آسمانها را بدست قدرت خود بگيرد و ندا كند كه كجايند آنها كه با من شريك قرار دادند كجايند آنها كه با من خداوند ديگر قرار ميدادند- و بملك موت اقرار بايد كرد كه حقتعالى عزرائيل را موكل بقبض ارواح گردانيده است و او را اعوان هست از ملائكه كه بامر او قبض ارواح ميكنند و باو ميسپارند و در اين باب ظواهر آيات با يكديگر اندك منافات دارد زيرا كه در بعضى از آيات قبض ارواح را بخود نسبت داده است و در بعضى نسبت داده بملك موت و در بعضى نسبت بملائكه داده كه اكثر ميان اينها باين نحو نسبت كردهاند كه بعضى را ملك موت قبض ميكند و بعضى را اعوان او و ايشان باو ميدهند و او همه را بحق تعالى عرض مىنمايد و از حضرت امير عليه السّلام منقول است كه جناب اقدس