حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٣٧ - فصل يازدهم در بيان سؤال از رسل و شهادت شهداء و دادن نامهها بدست راست و چپ و بعضى از احوال و اهوال روز قيامت است
سابقه گذشت كه مؤمن را بر نعمتهاى دنيا حساب نيست.
و در بعضى احاديث گذشت كه در مأكول و ملبوس و منكوح حساب نميباشد و در ثواب بسيارى از اعمال وارد شده است كه ميشود عامل آن بىحساب داخل بهشت شود و آنچه در باب بىحساب ببهشت رفتن جمعى وارد شده است مخصص عمومات خواهد بود و حساب نسبت بغير ايشان بعمل خواهد آمد و جمع ميان احاديث ديگر بدو وجه ميتوان كرد:
اول آنكه حساب نكردن نعمتهاى دنيا نسبت بمؤمنان باشد و حساب كردن نسبت بغير ايشان.
دويم آنكه حساب نكردن در امور ضروريه باشد مانند آنسه چيز كه مذكور شد و حساب كردن در غير امور ضروريه باشد مانند اسراف و تبذير و صرف در محرمات و كسب كردن از وجوه غير مشروعه يا زياده از قدر ضرورت جمع كردن و عمر را در تحصيل آن ضايع كردن و بدان كه احاديث مختلف است در باب عريان محشور شدن و پوشيده مبعوث شدن و در بعضى وارد شده است كه عريان محشور ميشوند چنانچه حديث فاطمه بنت اسد بر آن دلالت داشت و در احاديث معتبره منقولست كه نيكو كنيد كفنهاى مردههاى خود را كه بآنها محشور خواهند شد و ممكنست كه اول در باب غير مؤمنان مطلق يا غير مؤمنان كامل باشد و ثانى در باب مؤمنان يا كامل ايشان باشد و در باب فاطمه بنت اسد خوابيدن حضرت از براى مزيد اطمينان باشد.
فصل يازدهم در بيان سؤال از رسل و شهادت شهداء و دادن نامهها بدست راست و چپ و بعضى از احوال و اهوال روز قيامت است:
حقتعالى ميفرمايد روزى كه جمع كند خدا رسولان را و فرمايد كه چه بود آنچه اجابت شما كردند امتهاى شما گويند علمى نيست ما را توئى بسيار داننده غيبها و فرموده است كه پس ما البته سؤال خواهيم كرد آنها را كه پيغمبران بسوى ايشان فرستاده شده است و البته سؤال خواهيم كرد از فرستادهشدگان و خبر خواهيم داد ايشان را بعلم و ما غائب نبوديم از كردههاى ايشان و فرموده است كه چگونه خواهد بود حال امتها در وقتى كه بياوريم از هر امتى گواهى از نفس ايشان و تو را بياوريم بر ايشان گواه و فرموده است كه روزى كه برانگيزيم از هر امتى گواهى بر ايشان از نفس ايشان و بياوريم ترا گواه بر ايشان و فرموده است كه تا بوده باشد رسول گواه بر شما و بوده باشيد شما گواهان بر مردم و فرموده است كه از براى ايشانست عذابى عظيم روزى كه گواهى دهند بر ايشان زبانهاى ايشان و دستهاى ايشان و پاهاى ايشان بآنچه ميكردند و