حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤١٩ - فصل ششم در بيان نفخ صور است و فناء اشياء
هست كه در ذكر آنها فايدهاى نيست و هر يك بر مذهب خود از آيات و اخبار استدلال كردهاند و قائلان بفناء ايضا استدلال كردهاند از قول حقتعالى هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ، كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ، كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ، كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ، وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ و قائلان بعدم فنا استدلال كردهاند بظواهر آياتى كه دلالت ميكند بر آنكه حشر بجميع اجزاء متفرقه است مانند قصه ابراهيم عليه السّلام و عزيز و حق آنست كه آيات از هيچ طرف صريح نيست و دلايل عقليه از جانبين مدخول است و جزم باحد طرفين مشكل است و اعتقاد اكثر متكلمين عامه در ارواح آنست كه معدوم نميشوند و اكثر متكلمين اماميه را اعتقاد آنست كه ارواح و اجساد مكلفين معدوم نميشوند چنانچه خواجه نصير در تجريد گفته است دليل سمعى دلالت بر فناى اجسام كرده است و تأويل مىكنند در مكلف بتفريق اجزاء چنانچه در قصه ابراهيم عليه السّلام وارد شده است اما بعضى از احاديث معتبره صريح است در فناء و انعدام اشياء بالكليه چنانكه گذشت كه حضرت صادق عليه السّلام در جواب زنديق فرمود كه روح باقى است تا وقتى كه در صور بدمند پس در آن وقت باطل ميشوند اشياء و فانى مىشوند پس نه جسمى ميماند و نه محسوسى پس برمىگرداند اشياء را چنانچه ابتدا كرده است مدبر آنها و آنها چهار صد سال است كه خلق قطع ميشوند در آن و اين در ميان دو نفخ صور است و در بعضى از خطبههاى نهج البلاغه كه اكثر آنها را متواتر ميدانند مذكور است كه او است فانى كننده جميع اشياء بعد از وجود آنها تا آنكه موجود آنها برمىگردد مثل مفقود آنها و نيست فانى كردن اشياء بعد از آفريدن عجيبتر از بوجود آوردن آنها از عدم و چگونه چنين نباشد و حال آنكه اگر جمع شوند جميع حيوانات دنيا از مرغان و چهار پايان و جميع اصناف آنها را و احمقان و بزرگان جميع امتها بر آنكه احداث كنند پشهاى را قادر بر آن نباشند و راهى بسوى آن نيابند و هرآينه حيران گردد عقلهاى ايشان در علم آن و حيران و عاجز گردد قوتهاى ايشان و برگردند وامانده و اعترافكننده بآنكه مقهورند و اقراركننده بعجز از انشاء و اذعان بضعف كنند از فانى كردن آن و بدرستى كه حقتعالى برمىگرداند بعد از فناى دنيا تنها كه هيچ چيز با او نيست چنانچه پيش از آفريدن چنين بود و بعد از فناء دنيا نه وقتى خواهد بود و نه مكانى و نه زمانى و نه حسى معدوم ميگردد در آن وقت اجلها و وقتها و زايل ميگردد سالها و ساعتها پس هيچ نخواهد بود مگر خداوند يگانه قهار كه بازگشت جميع امور باو است در وقتى كه آنها را ايجاد كرد قدرتى نداشتند و در هنگامى كه فانى خواهد كرد امتناعى نتوانستند كرد و اگر قدرت بر امتناع داشتند هرآينه دائم ميبود بقاى آنها و در وقتى كه ايجاد آنها كرد از براى تقويت پادشاهى خود نكرد