حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٤٠ - فصل نوزدهم در بيان معانى ايمان و اسلام و كفر و ارتداد است و احكام آنها
فرمود كه هرگاه دل پاكيزه است جميع بدن پاكيزه است و هرگاه خبيث است تمام بدن خبيث است.
و از حضرت باقر عليه السّلام منقولست كه دلها بر سه قسمند (يكدل) سرنگون است و هيچ خير در آنجا نميكند و آن دل كافر است و (يكدل) آنست كه خير و شر هر دو در آن مىآيد هر يك قوىتر است بر دل غالب ميگردد و (يكدليست) كه گشاده است و در آن چراغى از نور الهى روشن است كه پيوسته نور از آن ساطع است و هرگز نورش بر طرف نميشود و آن دل مؤمن است.
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه منزله قلب از بدن آدمى بمنزله امام است بساير خلق نمىبينى كه جميع اعضاء و جوارح بدن لشكرهاى دلند و همه از جانب او متحركند و مردم را خبر ميدهند از احوال آن و هر چه دل اراده كند فرمان او را قبول ميكنند همچنين امام بمنزله جان عالم است و باين نحو ميبايد او را اطاعت كنند و تابع او باشند و حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود كه بنده را چهار چشم ميباشد دو چشم در سر او است كه امور دنياى خود را بآنها مىبيند و دو چشم در دل او است كه امور آخرت خود را بآنها ميبيند پس بنده كه خدا خير او را خواهد دو چشم دل او را بينا ميگرداند كه امور غائبه را بآنها مىبيند و عيبهاى خود را بآنها مىبيند و اگر كسى شقى و بد عاقبت باشد چشم دلش كور ميشود و حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه دل را دو گوش است روح ايمان در يك گوشش خيرات و طاعات را ميدمد و شيطان در گوش ديگرش بديها و شبههها و شرور را تلقين مينمايد پس هر يك كه بر ديگرى غالب شده ميل به آن ميكند و حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه پدرم ميفرمود هيچ چيز دل را فاسد نمىگرداند مانند گناه بدرستى كه دل مرتكب گناه نميشود تا وقتى كه گناه بر آن غالب ميشود و آن را سرنگون ميكند كه چيزى در آن قرار نميگيرد و ايضا از آن حضرت منقولست كه حقتعالى بحضرت موسى عليه السّلام وحى فرمود كه مرا در هيچ حال فراموش مكن كه ترك ياد من موجب قساوت و سنگيندلى است و از حضرت امير عليه السّلام منقولست كه آب ديده خشك نميشود مگر بسبب قساوت قلب و قساوت نميباشد مگر به بسيارى گناهان و در اين باب احاديث بسيار است و اين رساله گنجايش زياده از اين ندارد پس باين تحقيق معلوم شد كه اصل ايمان امرى است قلبى و از اعمال دلست و مراتب مختلفه دارد و بهر مرتبه قدرى از اعمال و اخلاق حسنه مترتب ميشود و اينها آثار آن ايمان و شواهد حصول آنند و باين وجه جمع ميان آيات و اخبار متواتره ميتوان كرد