حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٦٦ - (مقصد اول) در بيان گناهان صغيره و كبيره است
معظمه و دزدى و بيعت امام را شكستن و اعرابى شدن بعد از هجرت و نااميد شدن از رحمت خدا و ايمن بودن از عذاب خدا و بعضى چهارده گناه ديگر را بر آن اضافه كردهاند خوردن ميته و خون و گوشت حيوانى كه بغير نام خدا كشته باشند در غير ضرورت و رشوه گرفتن و قمار باختن وكيل و وزن را كم دادن و اعانت ظالمان بر ظلم و حبس حقوق مردم با عدم پريشانى و اسراف در مال و مال را در حرام صرف كردن و خيانت در مال مردم كردن و مشغول بملاهى بودن مانند دف و طنبور و ناى و امثال اينها و اصرار بر گناهان و در حديث امام رضا عليه السّلام نزديك باينها گذشت و نقل كردهاند كه از ابن عباس پرسيدند كه كباير هفت است گفت به هفتصد نزديكتر است از هفت و آنچه از اكثر احاديث معتبره ظاهر ميشود يكى از دو معنى است اول گناهى چند كه در قرآن مجيد وعيد آتش جهنم بر آن شده باشد يا تهديد عظيم بر آن شده باشد كه متضمن عقاب باشد با ترك فرايضى كه وجوبش از قرآن مجيد ظاهر شده باشد مثل نماز و روزه و حج و زكاة.
دويم آنكه در قرآن مجيد يا سنت متواتره وعيد نار يا تهديد عظيم كه مستلزم عقاب باشد بر آن شده باشد و بعضى لعن بر فاعلش را نيز داخل كردهاند و بعضى اعم از سنت متواتره گفتهاند اگر در احاديث صحيحه نيز وعيد و تهديد شده باشد داخل است و قول اول اظهر است و قول اخير احوط است و در حديث صحيح عمر بن عبيد اينها بخصوص وارد شده است شرك و نااميدى از رحمت خدا و ايمن بودن از عذاب خدا و عقوق پدر و مادر و كشتن نفسى كه خدا حرام كرده است و فحش گفتن و خوردن مال يتيم بغير حق و گريختن از جنگ و خوردن سود و جادو كردن و قسم دروغ و دزدى از مال غنيمت و ندادن زكاة واجب و گواهى ناحق و پنهان كردن گواهى حق و شراب خوردن و ترك نماز واجب عمدا يا چيزهاى ديگر كه خدا در قرآن واجب كرده است و عهد امام و خدا را شكستن يا عهد مردم نيز داخلست و قطع رحم كردن و از مجموع اخبار آنچه وعيد نار يا تهديد عظيم يا لعن در آن وارد شده است قريب به هشتاد ميشود و والد حقير در بعضى از تصانيف خود آنها را جمع كرده است و آنها است كه در اين حديث صحيح مذكور شد و كهانت يعنى خبر دادن از جن و زنا و لواطه و دزدى و افطار روزه ماه رمضان و تأخير حج از سال استطاعت بدون عذر و آشاميدن هر مستكننده و بيعت امام را شكستن و باديهنشين شدن بعد از هجرت و شايد در اين زمان رفتن ببلادى باشد كه در آنجا عالمى نباشد و مسائل دين خود را اخذ نتوان كرد و دروغ بستن بر خدا و رسول صلى اللّه عليه و آله و ائمه و غيبت و بعضى گفتهاند ترك جميع سنتها و منع كردن زيادتى آب مباح از مردم با احتياج