حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٦٧ - هشتم - إنا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحياة الدنيا و يوم يقوم الأشهاد
در قرآن هرآينه در فضيلت ما شك نكنند مگر نشنيدهاند اين آيه را كه وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ الخ كه ترجمهاش گذشت و اللّه كه تنزيل اين آيه در بنى اسرائيل است و تأويلش در رجعت ما اهل بيت است و فرعون و هامان ابو بكر و عمرند پس فرمود بعد از آن برخيزد جدم على بن الحسين عليه السّلام و پدرم امام محمد باقر عليه السّلام پس شكايت كنند بجد خود رسول خدا آنچه از ستمكاران بايشان واقع شده است پس برخيزم من و شكايت كنم آنچه از منصور دوانيقى بمن رسيده است پس برخيزد فرزندم امام موسى و شكايت كند بجدش از هارون الرشيد پس برخيزد على بن موسى الرضا و شكايت كند از مأمون پس برخيزد امام محمد تقى و شكايت كند از مأمون ملعون و غير او پس برخيزد امام على النقى و شكايت كند از متوكل پس برخيزد امام حسن عسكرى و شكايت كند از معتز پس برخيزد مهدى آخر الزمان همنام جدش حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با جامه خونآلود محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در روزى كه پيشانى نورانيش را در جنگ احد مجروح كردند و دندان مباركش را شكستند و بخون آلوده شد و ملائكه بر دور او باشند تا بايستد پيش جد امجدش و بگويد مرا وصف كردى براى مردم دلالت فرمودى و نام و نسب و كنيت مرا از براى ايشان بيان كردى پس امت تو انكار حق من كردند و اطاعت من نكردند و گفتند متولد نشده است و نيست و نخواهد بود يا گفتند مرده است و اگر ميبود اين قدر غايب نميماند پس صبر كردم از براى خدا تا الحال كه حقتعالى مرا رخصت فرمود كه ظاهر شوم پس حضرت فرمايد الحمد للّه الذي صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوأ من الجنة حيث نشاء فنعم اجر العاملين و گويد كه آمد يارى و فتح الهى ظاهر شد گفته حقتعالى هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ پس بخواند إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً مفضل پرسيد كه چه گناه داشت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه حقتعالى ميفرمايد كه تا بيامرزد از براى تو حقتعالى آنچه گذشته است از گناهان تو و آنچه مانده است و بعد از اين خواهد شد حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود اى مفضل رسول خدا دعا كرد كه خداوندا شيعيان برادر من على بن أبي طالب و شيعيان فرزندان من كه اوصياء منند گناهان گذشته و آينده ايشان را تا روز قيامت بر من بار كن و مرا در ميان پيغمبران بسبب گناهان شيعيان رسوا مكن پس حقتعالى گناهان شيعيان را بر آن حضرت بار كرد و همه را براى آن حضرت آمرزيد پس مفضل بسيار گريست و گفت اى سيد من اينها فضل خدا است بر ما ببركت شما امامان ما حضرت فرمود