حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٣٠ - فصل دهم در بيان ميزانست و حساب و سؤال و رد مظالم
كشيدن كى باور ميكند و ميتواند گفت كه خود جسمى چند را آوردى و سنجيدى و اين رجحان را ظاهر كردى من چه دانم كه بر وجه عدالتست پس فايده در اين كشيدن نيست و مؤيد در اينست آنچه در احتجاج از هشام بن الحكم منقولست كه زنديقى سؤال كرد از حضرت صادق عليه السّلام از ميزان حضرت فرمود كه اعمال اجسام نيستند كه سبكى و سنگينى داشته باشند و كسى محتاج است بوزن كردن چيزى كه عدد اشياء را نداند و ثقل و خفت آنها را نداند و خدا هيچ چيز مخفى از او نيست پرسيد كه پس چه معنى دارد ميزان فرمود كه مراد عدل است پرسيد چه معنى دارد آنكه ميفرمايد كه هر كه سنگين شود موازين او فرمود هر كه راجح شود عمل خير او كلينى و ابن بابويه بسند معتبر از هشام بن سالم روايت كرده است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند از معنى قول حقتعالى وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فرمود كه موازين انبياء و اوصيااند و شيخ مفيد گفته است كه ميزان تعديل ميان اعمالست و جزاى آنها و هر جزائى را در موضع خود قرار دادن و هر حقى را بصاحبش رسانيدن و آن معنى ندارد كه حشويه فهميدهاند كه در قيامت ترازوها است مانند ترازوهاى دنيا كه هر ميزانى دو كفه داشته باشد و اعمال را در آنجا بگذارند زيرا كه اعمال عرضى چندند و اعراض را وزن نميتوان كرد و موصوف بخفت و ثقل ميشوند بر سبيل مجاز و مراد آنست كه هر چه ثقيل باشد از اعمال يعنى بسيار باشد و استحقاق ثواب عظيم داشته باشد و آنچه خفيف و سبك باشد يعنى قدرش كم باشد و صاحبش استحقاق ثواب جزيل داشته باشد و حديثى كه وارد شده است كه حضرت امير المؤمنين و ائمه از ذريه او موازيناند مراد آنست كه ايشان تعديل ميان اعمال و حكم ميكنند در آن باب بعدل و ثواب و در محاورات ميگويند فلان نزد من در ميزان فلان است و مراد آنست كه نظير اوست و آنچه حقتعالى در حساب و خوف از آن فرموده است مراد آنست كه او را بر اعمالش بازدارند و هر كه را چنين كنند از تبعات آنها خلاص نميشود و هر كه را خدا عفو كند از او فايز ميشود بنجات و كسى كه سنگين باشد موازين او كه استحقاق ثوابش زياد باشد ايشان رستگارانند و هر كه سبك باشد موازينش بآنكه طاعتش كم باشد و مستحق ثواب نباشد پس ايشان زيانكار جانهاى خودند و در جهنم مخلد خواهند بود و قرآن مجيد بلغت عرب نازل شده است و حقيقت و مجازى كه شايع است در لغت ايشان مؤلف گويد كه باين وجوه عقليه و استبعادات وهميه دست از ظواهر آيات برداشتن مشكل است اما چون روايات در اين باب متعارض بايد باصل ميزان اعتقاد كرد و معنى آن را بعلم ايشان گذاشت و جزم باحد طرفين مشكل است.