حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥١٦ - فصل هيجدهم در بيان جماعتى است كه داخل جهنم مىشوند و جمعى كه در آن مخلد مىباشند و جمعى كه در آن مخلد نمىباشند
اين دين باشد آن را داند مگر نادرى مثل كسى كه تازه مسلمان شده باشد و هنوز نزد او ضرورى نشده باشد مانند نماز و روزه ماه مبارك رمضان و حج و زكاة و امثال اينها كسى كه ترك اينها كند كافر نيست و كسى كه ترك اينها را حلال داند كافر است و مستحق قتل است و همچنين اگر فعلى از او صادر شود كه متضمن استخفاف بدين يا محرمات الهى باشد عمدا مثل آنكه عمدا مصحف مجيد را بسوزاند يا در قازورات اندازد يا لگد بر آن بزند يا حقتعالى يا ملائكه يا يكى از انبياء را دشنام دهد يا سخنى بگويد كه متضمن استخفاف باشد خواه در نظم و خواه در نثر يا كعبه معظمه را خراب كند بيجهت يا عمدا در آن بول كند يا غائط و همچنين نسبت بروضات مقدسه حضرت رسول اللّه و ائمه استخفافى كند بقول يا بفعل يا تربت شريف حسين عليه السّلام را استخفافى كند قولا يا فعلا مثل آنكه العياذ باللّه بآن استنجاء نمايد يا نسبت بكتب حديث شيعه استخفاف كند و بعضى كتب فقه شيعه را نيز چنين ميدانند يا بيكى از عبادات كه ضرورى دين است استهزاء و استخفاف نمايد يا بت يا غير بت را معبود خود قرار دهد و آن را بقصد عبادت سجده كند يا شعار كفار را كه متضمن اظهار كفر باشد ظاهر گرداند مثل آنكه زنار ببندد باين قصد و يا پيشانى خود را بروش هنود زرد كند بقصد اظهار شعار ايشان و بعضى ديگر در ضمن ضروريات دين مذكور خواهد شد ان شاء اللّه و اما غير شيعه اماميه از زيديه و سنيان و فطحيه و واقفيه و كيسانيه و ناووسيه و ساير فرق مخالفين اگر انكار يكى از ضروريات دين اسلام كنند آنها نيز كافر و نجس و مخلد در جهنماند مانند خوارج كه بر امام زمان خروج كردهاند و ناسزا نسبت بائمه ميگويند مانند خارجيان عمان يا غلات كه ائمه را خدا دانند يا بهتر از پيغمبر دانند يا گويند خدا در ايشان حلول كرده است يا ايشان را خالق عالم دانند بنا بر بعضى از احاديث و نواصب كه عداوت با همه ائمه يا بعضى از ايشان داشته باشند زيرا كه وجوب محبت ايشان ضرورى دين اسلام است و از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه غسل مكن در جائى كه در آن جمع ميشود غساله حمام زيرا كه در آن غساله ولد زنا ميباشد و غساله ناصبى ميباشد و آن بدتر است از ولد زنا بدرستى كه حق تعالى خلقى بدتر از سگ نيافريده است و ناصبى نزد خدا خوارتر است از سگ و مجسمه كه خدا را جسم ميدانند از بلور يا بصورت پسر ساده ميدانند ايشان نيز كافر و مخلد در آتشند و در غير اينها از فرق مخالفان دو قسمند (اول) متعصبى چندند كه حجت بر ايشان تمام شده است و علم ببطلان مذهب خود نيز دارند و از براى تعصب و اغراض دنيويه انكار حق مينمايند يا باعتبار متابعت آباء و اسلاف بدين باطل قائل شدهاند و قوت تميز ميان حق و باطل ندارند و خود را از اغراض باطله خالى نمىكنند كه حق بر ايشان