حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٩١ - (مقصد اول) در بيان گناهان صغيره و كبيره است
و كلينى بسند معتبر روايت كرده است از حضرت صادق عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم نهى كرد از آنكه داخل شوند مردان بر زنان نامحرم مگر برخصت اولياء ايشان كه اختيار ايشان با آنها است و ايضا بسند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه مىبايد رخصت بطلبد مرد چون خواهد داخل خانه پدر خود شود و پدر هرگاه خواهد داخل خانه پسر خود شود در كار نيست كه رخصت بطلبد و بسند ديگر روايت كرده است كه پرسيدند از آن حضرت كه مرد ميبايد رخصت بر پدر خود بطلبد فرمود بلى من بر پدرم رخصت مىطلبيدم و مادرم فوت شده بود و زن پدرم نزد او بود و من كودك بودم رخصت مىطلبيدم كه مبادا پدرم با او خلوت كرده باشد و راضى برفتن من نباشد و اگر سلام كند بهتر و نيكوتر است و ايضا بسند صحيح روايت كرده است از آن حضرت كه مرد ميبايد رخصت بطلبد بر دختر و خواهرش اگر شوهر داشته باشند و در حديث ديگر فرموده كه كسى كه بالغ باشد داخل نشود بر خانه مادرش و نه خواهرش و نه خالهاش و نه ساير محارمش مگر باذن ايشان و تا سلام نكند رخصت نمىدهند و سلام طاعت خداست و باز حق تعالى فرموده است كه اى گروه مؤمنان بايد كه رخصت بطلبند از شما آنها كه بنده و ملك يمين شمايند و آنها كه بحد بلوغ نرسيدهاند از شما يعنى از آزادان سه مرتبه در هر شب و روز پيش از نماز صبح و در وقتى كه جامههاى خود را ميگذاريد كه خواب قيلوله بكنيد در وقت گرمى هوا و در وقت نماز خفتن اينها سه وقتند كه مظنه آنست كه خود را مستور ميداريد نيست بر شما و بر ايشان باكى اگر رخصت نطلبند ايشان برگرد شما ميگردند و در اوقات ديگر از براى خدمت بعضى از شما بر بعضى و بيكديگر احتياج داريد چنين بيان ميكند خدا از براى شما آيات را و خدا دانا و حكيم است و چون برسند اطفال شما بحد بلوغ يعنى از آزادان پس بايد رخصت بطلبند در همه اوقات چنانچه رخصت مىطلبيدند آنها كه پيش از آنها بودهاند از بالغان آزاد در ساير اوقات اين مضمون آياتى است كه در اين باب وارد شده است و احكام و فوايد بسيار اينها مستنبط مىشود كه اكثر علماء متوجه آنها نشدهاند حتى بعضى از مفسران اينها را از آيات منسوخه دانستهاند و اخبار معتبره دلالت مىكند بر آنكه منسوخ نيستند و بعضى از فوايد را نيز بايد مذكور ساخت اول آنكه حقتعالى فرموده و امر كرده است مماليك را كه در اين اوقات رخصت بطلبند مراد از مماليك كيست بعضى از مفسران عامه گفتهاند مراد كنيزانند و احاديث ما نفى اين امر