حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٢٩ - فصل دهم در بيان ميزانست و حساب و سؤال و رد مظالم
باين مضمون فرموده است و در باب كافران فرموده است در سوره كهف پس برپا نميداريم از براى ايشان وزنى را و در سوره انبيا فرموده است و ميگذاريم ترازوهاى عدالت را از براى روز قيامت پس ظلم كرده نميشود نفسى به هيچ ظلم و اگر از اعمال او بقدر حبه سنگينى داشته باشد از خردل آن را مىآوريم در ميزان عمل او و ما كافى هستيم از براى حساب كردن و در سوره قارعه نيز خفت و ثقل موازين را فرموده است.
پس در اصل ميزان شكى نيست و انكار بالكليه كفر است اما در معنى آن خلاف است اكثر مفسرين و متكلمان عامه و خاصه بر ظاهرش حمل كردهاند و ميگويند حق جل و علا در قيامت ترازوئى نصب مينمايد كه زبانهاى دارد و دو كفه عظيم و اعمال عباد را در آن ميسنجند و حسنات را در يك كفه ميگذارند و سيئات را در يك كفه ديگر و اين جماعت نيز خلاف كردهاند در كيفيت وزن زيرا كه اعمال عرضى چندند و وزنى نميدارند و قائم بنفس نميباشند پس بعضى گفتهاند صحايف اعمال را ميكشند و عامه از ابن عمر روايت كردهاند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كردند از آن چه وزن ميكنند در روز قيامت فرمود صحيفهها را وزن ميكنند بنابراين بايد حقتعالى صحيفهها را در خور وزن قرار دهد و بعضى گفتهاند اعمال حسنه مصور ميشوند بصورتهاى نورانى نيكو و اعمال سيئه مصور ميشوند بصورتهاى تاريك و سياه و آنها را با يكديگر وزن ميكنند و بعضى بتجسم اعمال قائلند و ميگويند باعتبار اختلاف نشئات انقلاب حقايق جايز است چنانچه علم و معرفت در عالم رؤيا بآب و شير مصور ميشود و اين سخن از طريق عقل بسيار دور است و با معادى كه اهل اسلام قائلند موافقت ندارد زيرا كه ايشان بعود همين بدن قائلند و باختلاف نشئات قائل نيستند و با اين حال قول بانقلاب حقايق سفسطه است و اقرب بعقل آنست كه حقتعالى مناسب آن اقوال و افعال و اخلاق از جواهر چيزى چند خلق كند از صور حسنه و قبيحه كه حسن و قبح آنها مصور و معاين گردد بلى با مذهب كسى موافقست كه معاد را در عالم خيال و مثال و اجساد مثاليه قائل باشد و ايضا خلاف است بر تقدير حمل ميزان بر حقيقت آن كه آيا از براى همه كس يك ترازو است يا آنكه ترازوى هر كس جداست و بر تقدير جدا بودن هر كس را يك ترازو است يا باعتبار عقايد و اعمال او و اخلاق و انواع افعال او ترازوهاى متعدده هست و چون خصوص اين شقوق معلوم نيست ايمان اجمالى در اين ابواب كافى است و جمعى از متكلمين خاصه و عامه قائل شدهاند بآنكه ميزان كنايه از عدل است و موازنه ميان مقادير ثواب و عقاب اعمال بر وجه عدالت و ميگويند اگر آن شخص اقرار بعدالت حقتعالى دارد چه احتياج بكشيدن و ترازو است و اگر اعتقاد ندارد باين