حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٧١ - فصل اول در اثبات معاد جسمانى است
كند خدمتكاران براى او حاضر گردانند پيش از آنكه از ايشان بطلبد و حوريان سياه چشم از باغستانها بسوى ايشان بخرامند و در اين نعمتها بمانند آنچه خدا خواهد و بعد از آن خداوند جبار ايشان را ندا كند كه اى دوستان من و اهل طاعت من و ساكنان بهشت من در جوار من ميخواهيد خبر دهم شما را بچيزى كه بهتر است از آنچه در آن هستيد گويند اى پروردگار ما چه چيز بهتر است از اين نعمتها كه ما داريم آنچه نفس ما خواهش ميكند و ديده ما لذت ميبرد از نعمتها داريم و در جوار رحمت پروردگار خود هستيم چون بار ديگر ندا بايشان برسد گويند بلى اى پروردگار ما بده آنچه بهتر است از آنچه ما در آن هستيم حق تعالى فرمايد كه رضا و خوشنودى من از شما و محبت من نسبت بشما بهتر و عظيمتر است از آنچه در او هستيد پس گويند بلى اى پروردگار ما رضاى و از ما و دوست داشتن تو ما را بهتر است از براى ما و خاطر ما بآن شادتر است پس حضرت اين آيه را خواند كه مضمونش اينست كه خداوند وعده داده است مردان مؤمن و زنان مؤمنه را باغستانها و بهشتها كه جارى است در زير آنها نهرها و هميشه در آنها خواهند بود و مسكنها و منزلهاى خوشبو و نيكو در جنات عدن و رضا و خوشنودى از جانب خدا بزرگتر است از اينها اينست فوز عظيم و سعادت بزرگ- و كلينى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حقتعالى ميفرمايد كه اى بندگان صديق من تنعم كنيد بعبادت من در دنيا بدرستى كه بآن تنعم خواهيد كرد در آخرت و ظاهرش آنست كه باصل عبادت تنعم خواهند كرد نه بر وجه تكليف بلكه بسبب آنكه اعظم لذات ايشان در عبادت حقتعالى و مناجات او و تحصيل قرب او است و ابن بابويه در امالى از حضرت امير المؤمنين ع روايت كرده است كه هر كه شبى بعبادت حقتعالى احيا كند حقتعالى او را در جنت الفردوس صد هزار شهر عطا ميكند كه در هر شهرى براى او باشد آنچه نفس بر او خواهش كند و ديده از آن لذت ببرد و آنچه در خاطرى خطور نكرده باشد سواى آنچه مهيا گردانيده است از براى او از كرامت و مزيد قرب و در مجمع البيان احاديث بسيار از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه بهترين نعمتهاى اهل بهشت آن است كه حوريان براى ايشان خوانندگى ميكنند بحسن صوتى كه جن و انس نشنيده باشند اما نه بروش مضمار شيطان بلكه بتسبيح و تحميد و تقديس حقتعالى و بروايت ديگر فرمود كه در بهشت درختى هست كه حق تعالى بآن درخت وحى ميكند كه بشنوان ببندگان من كه در دنيا بذكر من و عبادت من مشغول شدند و ترك كردند شنيدن صداى بربط و ناى را پس صدائى بلند شود از آن درخت بتسبيح و تنزيه پروردگار كه هرگز خلايق مثل آن صدا را نشنيده باشند و ابن بابويه در رساله عقايد