حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥١٧ - فصل هيجدهم در بيان جماعتى است كه داخل جهنم مىشوند و جمعى كه در آن مخلد مىباشند و جمعى كه در آن مخلد نمىباشند
ظاهر شود و تفحص دين حق نميكنند با آنكه قدرت بر آن دارند و (دويم) جماعتى چندند كه ضعيف العقلند و باعتبار ضعف عقل تميز ميان حق و باطل نميتوانند كرد يا در بلاد مخالفيناند و قدرت بر هجرت و تفحص دين حق ندارند يا در زمان فترت و يا جاهليتاند و اهل باطل غالبند و اهل حق از خوف پنهانند و حق بر ايشان ظاهر نشده است و امثال ايشان چنانكه اشاره به آنها شد اما جماعت دويم مشهور ميان علماء آنست كه ايشان داخل مرجون لامر اللّهاند نه حكم بكفر ايشان مىتوان كردن و نه حكم بايمان ايشان در آخرت حال ايشان معلوم ميشود چنانكه حقتعالى فرموده است كه مستضعفان از زنان و مردان و پسران كه استطاعت حيله و چاره ندارند و هدايت نمييابند راهى را پس اين جماعت شايد خدا عفو كند ايشان را و خدا عفوكننده و آمرزنده است و احاديث بسيار در تفسير اين آيه كريمه وارد شده كه مراد جماعتى چندند كه حيله بسوى كفر نمييابند كه دانسته كافر شوند و راهى بسوى ايمان نمىيابند و ايشان اطفالند و آنها از مردان و زنان كه عقول ايشان مثل عقول كودكانست و بعضى گفتهاند كه مستضعف كسى است كه ولايت اهل بيت و محبت ايشان دارد و بيزارى از دشمنان ايشان نمىكند و در بعضى از روايات وارد شده است كه هر كه اختلاف مذاهب را دانست و فهميد او مستضعف نيست و باز حقتعالى فرموده است كه جماعتى ديگر هستند كه تأخير كردهاند حكم ايشان را تا امر خدا در باب ايشان معلوم شود يا عذاب ميكند ايشان را يا توبه ايشان را قبول ميكند و ايشان را مرجون لامر اللّه ميگويند و در احاديث وارد شده است كه مراد گروهى چندند كه از شرك و بتپرستى در آمدهاند و ايمان را بدل خود نشناختند كه داخل بهشت شوند و انكار نيز نكردند كه داخل جهنم شوند.
و در محاسن از زراره بسند صحيح روايت كرده است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند از قول حقتعالى كه هر كه حسنهاى بياورد از براى او است ده برابر آن آيا در باب كسى هست كه شيعه نباشد فرمود كه نه مخصوص مؤمنان است گفتم كسى كه نماز كند و روزه بدارد و اجتناب محرمات بكند و ورع نيكو داشته باشد و نه عارف باشد و نه ناصبى فرمود كه خدا ايشان را داخل بهشت ميكند برحمت خود و شيخ طوسى در كتاب غيبت روايت كرده است از كامل ابن ابراهيم كه گفت بخدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام رفتم و در خواطر داشتم كه سؤال كنم آيا داخل بهشت ميشود كسى كه امامان خود را مثل آنكه من ميشناسم بشناسد و شيعه نباشد چون داخل شدم و سلام كردم نشستم نزديك درگاهى كه پرده در آن آويخته بود بادى آمد و گوشه پرده را برداشت جوانى بنظر من آمد مانند پاره ماهى و نزديك بچهار سال