حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٤٢ - فصل يازدهم در بيان سؤال از رسل و شهادت شهداء و دادن نامهها بدست راست و چپ و بعضى از احوال و اهوال روز قيامت است
در اين وقت حقتعالى مهر ميزند بر زبانهاى ايشان و اعضاء و جوارح ايشان بسخن مىآيند پس گواهى ميدهد گوش بآنچه شنيده است از چيزهائى كه خدا حرام كرده است و ديده شهادت ميدهد بآنچه نظر كرده است او بسوى چيزهائى كه خدا حرام كرده است و دستها گواهى ميدهند بآنچه گرفتهاند و پاها شهادت ميدهند بآنچه سعى كردهاند بسوى حرام و فرج گواهى ميدهند بآنچه مرتكب شده است از حرام پس حقتعالى زبان ايشان را گويا ميكند و ميگويند به جوارح خود كه چرا گواهى داديد بر ما آنها در جواب ميگويند كه گويا كرد ما را آن خداوندى كه هر چيزى را گويا گردانيده و او خلق كرده است شما را اول مرتبه و بسوى او برمىگرديد و نميتوانستيد كه پنهان كنيد از خدا اينكه گواهى دهد بر شما گوش شما و نه ديدههاى شما و نه فرجهاى شما و ليكن گمان كرديد كه خدا نميداند بسيارى از آن چيزها كه ميكنيد- و كلينى بسند معتبر از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است كه جوارح بر مؤمن گواهى نميدهد بلكه شهادت بر كسى ميدهند كه وعيد عذاب بر او لازم شده باشد و عياشى روايت كرده است كه مردى بخدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمد و دعواى تناقض در آيات قرآن مجيد ميكرد از آن جمله گفت كه در يك موضع فرموده است كه سخن نميگويد مگر كسى كه رخصت دهد او را خداوند رحمن و سخن حقى بگويد و در جاى ديگر ميفرمايد كه مشركان ميگويند كه بخدا سوگند كه ما مشرك نبوديم و ايضا ميفرمايد كه تكفير ميكنند بعضى از ايشان بعضى را و لعن ميكنند بعضى از ايشان بعضى را و در جاى ديگر مخاصمه اهل جهنم را ميفرمايد و در جاى ديگر ميفرمايد مهر بر دهنهاى ايشان ميگذاريم و دستها و پاهاى ايشان گواهى ميدهند اينها همه نقيض يكديگرند حضرت فرمود كه اينها در يك موطن نيست كه نقيض يكديگر باشند بلكه در مواطن متعدده روز قيامت است كه مقدارش پنجاه هزار سال است پس حقتعالى جمع ميكند ايشان را در يك موطن كه يكديگر را ميشناسند و استغفار ميكند بعضى از ايشان از براى بعضى و اينها گروهىاند كه ظاهر شده است از ايشان اطاعت از رسولان و اتباع ايشان و معاونت كردهاند بر نيكى و تقوى در دنيا و لعنت ميكنند اهل معاصى يكديگر را و آنها جماعتىاند كه ظاهر شده است از ايشان معصيتها در دار دنيا و معاونت كردهاند بر ظلم و عدوان و ظالمان و متكبران لعنت ميكنند بعضى از ايشان را و تكفير يكديگر ميكنند و در موطن ديگر بعضى از بعضى ميگريزند چنانچه فرموده است كه روزى كه آدمى از برادر خود و پدر خود و زن خود و پسران خود بگريزد اگر معاونت بر ظلم و عدوان در دنيا كرده باشد پس جمع ميشوند در موطن ديگر و در آنجا ميگويند اگر آن صداها ظاهر گردد از براى اهل