حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٣٣ - فصل هيجدهم در بيان جماعتى است كه داخل جهنم مىشوند و جمعى كه در آن مخلد مىباشند و جمعى كه در آن مخلد نمىباشند
معاصى كه آدمى را از اسلام بيرون ميبرد اخبار بسيار است و در اين اختلافات و ايهامات مصالح بسيار است و از جمله آنها آنست كه ارباب شهوات مغرور نگردند بآيات و احاديث رجاء و پيوسته متردد ميان خوف و رجاء بوده باشند كه اعظم صفات اهل ايمان اين است و رجاء غالب منتهى ميشود باغترار و ايمن بودن از عذاب الهى و اين از جمله گناهان كبيره است و خوف غالب نيز خوب نيست و منتهى بنااميد شدن از رحمت خداوند كريم است و آن نيز از گناهان كبيره است پس پيشوايان دين كه طبيب نفوس و قلوب جميع خلقند دواى هر دردى را بدست تو دادهاند اگر بمرض اغترار مبتلا شوى بايد دوا كنى مرض خود را بآيات خوف و به آنكه پروردگار تو فرموده است ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ يعنى چه چيز غافل گردانيد و مغرور ساخت تو را بپروردگار كريم تو كه ترا خلق كرده و تقدير امور تو كرده و به بهترين صورتها مصور گردانيده است و در هيچ حال از نعمت او خالى نبودهاى و تفكر كنى در آيات و اخبارى كه متضمن تهديد و وعيد و عقوبتهاى شديد است و اگر اعتماد بر شفاعت رسول خدا و ائمه هدى كه شفعاء روز جزايند ميكنى تفكر كنى كه اگر باعث ايمنى ميگردد چرا آن شفعاء خود در شبها و روزها از خوف حقتعالى ميلرزيدهاند و پيوسته آه جهانسوز از سينه حقيقت دفينه برمىكشيدهاند و نهرها از آب ديدههاى حق بين بر رخسار مبارك جارى ميكردهاند و ايضا شفاعت فرع ايمانست و ايمان نوع يقينى است و يقين از كبريت احمر نايابتر است و ايضا چه ميدانى كه ايمان ناقص بوساوس شيطانى برطرف نخواهد شد و طاعات و عبادات الهى حصارهايند كه براى حفظ ايمان از وساوس شيطانى مقرر كردهاند و جواهر عقايد ايمان را در صندوق سينه و حقه دل تو گذاشتهاند و فرايض و ترك كباير چفتها و قفلهاى آن صندوق و آن حقهاند و فعل نوافل و كسب اخلاق حسنه و ترك مكروهات و ازاله اخلاق سيئه پاسبانان آن صندوقند و دزد ايمان كه شيطانست در كمين تو نشسته است كه اگر رخنهاى بيابد خود را بدرون سينه رساند و آنچه تواند از جواهر حقايق ايمانى بربايد يا بآتش شك و دود شبهه همه را باطل گرداند و تو يك يك از پاسبانان را بدر ميكنى كه اينها ضرور نيست و قفلها و دربندها را ميگشائى كه شفاعت شفيعان مرا كافى است و بخواب غفلت رفتهاى و مست شهوات و لذات فانيه گرديدهاى و وسواس خناس را در سينه خود جاى داده و ملائكه رحمت را كه خازن دينند از خود رماندهاى و دزدان ايمان و يقين مشغول ربودن ايمان و افروختن خس و خاشاك شبهات شيطانند و وقت جان كندن شياطين عديله نيز ياور ايشان ميگردند وقتى خبر ميشوى و از خواب غفلت و مستى و جهالت بيدار و هوشيار ميگردى كه تمام مايه ايمان و اعمال صالحه را باخته باشى و راه