حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٤٦ - فصل دوازدهم در بيان وسيله و لوا و حوض و شفاعت و ساير منازل حضرت رسالت و اهل بيت او است در قيامت
روايت كردهاند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هرگاه از خدا سؤال كنيد از براى من وسيله را سؤال كنيد پرسيدند كه وسيله چيست فرمود آن درجه من است در بهشت و هزار پايه دارد و از پايهاى تا پايه ديگر يك ماه راهست بدويدن اسب عربى نجيب و پايههاى بعضى از زبرجد است و بعضى از مرواريد است و بعضى از ساير جواهر و بعضى از طلا و بعضى از نقره و بعضى از عود و بعضى از عنبر و بعضى از نور پس بياورند آن را روز قيامت و نصب كنند با درجه ساير پيغمبران و آن در ميان آنها ممتاز باشد مانند ماه در ميان ساير ستارگان پس نماند در آن روز پيغمبرى و نه شهيدى و نه صديقى مگر آنكه گويد خوشا حال كسى كه اين درجه او است پس منادى ندا ميكند كه جميع پيغمبران و صديقان و شهداء و مؤمنان بشنوند كه اين درجه محمد است پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه من در آن روز بيايم و جامهاى از نور پوشيده باشم و تاج پادشاهى و اكليل كرامت بر سر داشته باشم و على بن ابى طالب عليه السّلام در پيش روى من رود و لو او علم در دست او باشد و آن لواى حمد است و بر آن لوا نوشته باشد كه لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه المفلحون هم الفائزون باللّه پس چون بگذريم به پيغمبران گويند كه اينها دو پيغمبر مرسلند تا من بر منبر بالا روم و على عليه السّلام از پى من آيد چون باعلا درجات منبر درآيم على عليه السّلام يك پايه از من پستتر بايستد و علم من در دست او باشد پس جميع پيغمبران و مؤمنان سرها بلند كنند و بسوى ما نظر كنند و گويند خوشا حال اين دو بنده چه بسيار گرامى و مكرماند نزد خداوند عالميان پس منادى ندا كند از جانب حقتعالى كه پيغمبران و جميع خلايق بشنوند كه اين حبيب من است محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اين ولى منست على بن ابى طالب عليه السّلام خوشا حال كسى كه او را دوست دارد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و دروغ باو ببندد پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه نميماند در آن روز در مشهد قيامت احدى كه تو را دوست دارد مگر آنكه راحت يابد از اين ندا و رويش سفيد و دلش شاد گردد و نماند احدى از آنها كه با تو دشمنى كرده باشند يا در مقام محاربه تو بر آمده باشند يا انكار حق امامت تو كرده باشند مگر آنكه رويش سياه شود و پاهايش بلرزد پس در اين حالت دو ملك بيايند از جانب خدا بسوى من يكى رضوان خازن بهشت و ديگرى مالك خازن جهنم پس رضوان نزديك من آيد و سلام كند بر من و بگويد السلام عليك يا رسول اللّه من جواب سلام او بگويم و گويم اى ملك خوشبوى خوش روى گرامى نزد پروردگار تو كيستى گويد من رضوان خازن بهشتم امر كرده است مرا پروردگار من كه كليدهاى بهشت را از براى تو بياورم پس بگير يا محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من گويم قبول كردم اينها را از نزد پروردگار خود و حمد ميكنم او را بآنچه انعام كرده است