حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٤٩ - فصل نوزدهم در بيان معانى ايمان و اسلام و كفر و ارتداد است و احكام آنها
باشد زايل گردد بطريان ضد آن كه شك باشد با ظن به نقيض آن و بعضى از جانب سيد گفتهاند كه اگر كسى گويد كه اگر تسليم كنيم كه زوال يقين واقعى ممكن نيست ممكن است كه زوال ايمان بصدور افعالى باشد كه موجب كفر است مانند سجده بت و استخفاف بمحرمات الهى جواب گوئيم كه مسلم نداريم امكان صدور اين افعال را از كسى كه متصف بيقين مذكور باشد بلكه ممتنع بالغير است هر چند بالذات ممكن باشد پس اگر اين افعال از او صادر شود دليل بر آنست كه بآن يقين متصف نبوده و در دعواى خود كاذب بوده و حق آنست كه اگر يقين كاملى بوده باشد كه مخصوص مقربانست كه بمرتبه حق اليقين رسيده باشد هم زوال آن يقين محال است و هم صدور اين افعال از او محال است و اگر بمحض عدم تجويز احتمال نقيض باشد باعتبار دليلى كه بر آن قائم شده باشد هم زوال آن بشبهه و هم صدور آن فعل هر دو از او ممكن است چنانچه در احاديث بسيار وارد شده است در تفسير قول حق تعالى فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ كه ايمان بر دو قسم است يك قسم ايمانيست كه مستقر و ثابت است كوهها زايل ميشود و آن زايل نميشود و ديگر ايمانى است كه بوديعه و عاريه سپردهاند كه اگر خدا خواهد تمام ميكند و اگر خواهد سلب ميكند و كلينى بسند صحيح از حسين بن نعيم روايت كرده كه بخدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم كه چرا چنين مىتواند بود كه مردى نزد خدا مؤمن باشد و ايمان او نزد خدا ثابت باشد و نقل كند حق تعالى او را از ايمان بسوى كفر حضرت فرمودند خدا عادل است و نخوانده است مردم را مگر بسوى ايمان نه بسوى كفر و نميخواند احدى را بسوى كفر پس هر كه ايمان آورد بخدا پس ثابت باشد ايمان او نزد خدا نقل نميفرمايد او را خداى عزّ و جلّ بعد از آن از ايمان بسوى كفر پس گفتم مردى كافر ميباشد و كفر او نزد خدا ثابت شده است آيا او را نقل ميفرمايد از كفر بسوى ايمان فرمود كه بدرستى كه خدا خلق كرده است همه مردم را بر فطرتى كه مجبول گردانيده است ايشان را بآن نميدانند ايمان بشريعتى را و نه كفر بانكار شريعتى را پس خدا فرستاد رسولان را كه بخوانند مردمان را بسوى ايمان باو پس بعضى را خدا هدايت كرد و بعضى را نكرد.
مؤلف گويد كه گويا مراد بفطرت آنست كه قابل كفر و ايمان هر دو بودند و حاصل جواب آنست كه حق تعالى خلق كرده است همه عباد را بر فطرتى كه قابل ايمان هستند هر چند تفاوت داشته باشد قابليات و استعدادات ايشان و حجت خود را بر همه تمام كرده است بارسال رسل و اقامه براهين و حجج و هيچكس را در قيامت بر خدا حجتى نخواهد بود و احدى از ايشان مجبور نيستند بر كفر بحسب خلقت و نه بسبب تقصير در هدايت و اقامت حجت ليكن بعضى