حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٣٩ - فصل نوزدهم در بيان معانى ايمان و اسلام و كفر و ارتداد است و احكام آنها
ميرسد و اشياء را بنور خدائى ميبيند كه «المؤمن ينظر بنور اللّه إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ» و پيوسته با ملائكه ربانى همراز است و در ميان مقربان حقتعالى ممتاز است و اين بمنزله خانهاى است كه روزنها دارد از قوى و مشاعر چون چراغ ايمان در دل افروخته شود نورش از جميع روزنها ساطع ميشود هر چند آن چراغ افروختهتر و پرنورتر ميشود انوار و آثارش از روزنها و درها بيشتر ظاهر مىگردد.
و بدان كه قلب را بر هر دو معنى اطلاق ميكنند يكى بر شكل صنوبرى كه در پهلوى چيست و ديگرى بر نفس ناطقه انسانى و بدان كه حيات بدن آدمى بروح حيوانى است و روح حيوانى بخار لطفى است كه حاملش خون است و منبعش قلب است و از قلب بدماغ متصاعد ميشود و از آنجا بواسطه عروق بجميع اعضاء و جوارح سرايت ميكند و نفس ناطقه چون كمالات و استعدادات و ترقيات آن موقوف است بر بدن و آلات آن و باين جهت با آنكه از عالم قدس است تعلقى باين بدن كثيف بهم ميرساند اولا بچيزى كه باعث حيات بدن است و منشأ ادراكات جزئيه است كه روح حيوانى است تعلق ميگيرد و چون منبع آن قلب است بقلب زياده از اعضاى ديگر تعلق ميگيرد لهذا تعبير از نفس در اكثر آيات و اخبار بقلب واقع شده است و مدار صلاح و فساد بدن بر قلب باين معنى است و هر صفتى كه در نفس حاصل ميشود از علوم و ساير كمالات باين بدن و جميع اعضاء و جوارح سرايت ميكند و چندانكه آن صفت در نفس كاملتر ميشود اثرش در بدن بيشتر ظاهر ميشود چنانچه روح بدنى هر چند مادهاش در قلب صنوبرى بيشتر بهم ميرسد قوت اعضاء و جوارح بيشتر ظاهر ميشود مانند چشمهاى كه نهرها از آن جدا كرده باشند هر چند آب در چشمه بيشتر بهم ميرسد نهرها معمورتر ميباشد و نهرهاى بسيار از دل صنوبرى بجميع بدن جارى ميگردد و جداول بيشمار از دل روحانى بر قوى و مشاعر بدنى روان مىشود و قسام حقيقى و بخشنده روزيهاى جسمانى و روحانى در خور قابليت و احتياج هر يك از آنها قسمت ميفرمايد و اين هر دو چشمه از درياى نامتناهى پيوسته جارى است اما بنده را ضرور است كه بتوفيق الهى موانع جريان را از اين نهرها زايل گرداند و خس و خاشاك مواد جسمانى را كه از اختلاط بدنى بهم ميرسد و گلولاى شبهات شيطانى و شهوات نفسانى را از سر راه آنها زايل گرداند تا آنها را عين الحيوة جسمانى و روحانى بر وفق مدعا بتأييد حقتعالى جارى گرداند چنانكه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله منقولست كه در آدمى پاره گوشتى هست كه هرگاه آن سالم و صحيح باشد ساير بدن صحيح است و هرگاه آن بيمار و فاسد باشد ساير بدن بيمار و فاسد است و آن دل آدمى است و بروايت ديگر