حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٣٨ - فصل نوزدهم در بيان معانى ايمان و اسلام و كفر و ارتداد است و احكام آنها
دلالت بر دخول اعمال باشتراط اعمال و ترك مناهى و اخلاق ميكند محمول بر كمال ايمان باشد و مراتب كمال ايمان بسيار است و آيات و اخبار مختلفه محمول بر اين مراتب است و اكثر علماى اماميه بر اين وجه ميان آيات و اخبار جمع كردهاند و اين وجه اگر چه نزديك است بوجه ثانى اما حمل بر وجه اول انسب و اليق است.
وجه چهارم آنست كه گوئيم ايمان اصل اعتقاد است و اعتقاد و ايمان در تزايد ميباشد و باعمال و طاعات كامل ميگردد تا بمرتبه يقين ميرسد و يقين نيز مراتب بسيار دارد و هر مرتبهاى از مراتب ايمان و يقين لازمى چند و شواهد بسيار از اعمال و عبادات دارد مثل آنكه شخصى در خانهاى نشسته باشد طفلى بيايد و بگويد شيرى متوجه است و باين خانه مىآيد البته اندك خوفى در نفس او بهم ميرسد اما چندان اعتناء نمىكند و اگر ديگرى بيايد و همين سخن را بگويد اعتقادش بيشتر ميشود و حذر بيشتر ميكند و هر چند خبر باو بيشتر ميرسد و قراين بيشتر بر او ظاهر ميگردد خوف و هراس او بيشتر ظاهر ميشود و بتدبير دفع او بيشتر بر مىآيد تا آنكه بحدى ميرسد كه شير را از دور مىبيند در اين وقت بىتابانه بر ميجهد و ميگريزد بلكه از بامهاى بلند خود را بزير مىافكند و همچنين در مراتب ايمان بثواب و عقاب هر چند ايمانش كاملتر ميشود شوقش بامورى كه موجب ثواب است و حذرش از امورى كه موجب عقاب است زياده ميگردد پس معلوم شد كه اعمال شواهد آثار و ايمانند چنان كه از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود كه ايمان بآراستن خود و آرزوها درست نميشود ايمان آنست كه صاف و خالص باشد در دل و اعمال آن تصديق آن كنند و گواهى بر حصول آن در دل بدهند.
بدان كه حيات بدنى آدمى چنانچه بقلب است حيات روحانى و ايمان نيز بقلب است چنانچه بينائى و شنوائى ظاهرى بگوش و چشم سر است بينائى و شنوائى روحانى آدمى به چشم و گوش دل است و كسى كه حيات ايمان ندارد مرده است و از مرده بدتر است چنانكه حقتعالى در حق كافران فرموده است كه ايشان مردهاند و زنده نيستند و فرموده است در حق ايشان كه ديدههاى سر ايشان كور نيست و ليكن ديدههاى دلهائى كه در سينههاى ايشانست كور است و اين بسبب آنست كه حيات عبارت از امرى است كه منشأ علم و قدرت باشد و آثار بر آن مرتب شود و حيات ظاهرى منشأ علوم محسوسه ميشود كه در دو روزه دنياى فانى بكار او آيد و حياتى كه بعلم و معرفت حاصل ميشود ابد الآباد باقى است و آثارش معنوى است و موجب معرفت و قرب الهى است و چشم و گوش دل را ميگشايد و الهامات ربانى بگوش جانش