حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٣٦ - فصل نوزدهم در بيان معانى ايمان و اسلام و كفر و ارتداد است و احكام آنها
علماى اماميه بآن قائل شدهاند و بعضى از آيات و اخبار دلالت بر اول ميكند و بعضى بر ششم و بعضى بر هفتم و بعضى دلالت بر بعضى از مذاهب ديگر نيز مىكند و جمع ميان آنها بيكى از چند وجه ميتوان كرد:
وجه اول آنكه قائل شويم بآنكه ايمان را در لسان شرع بر چند معنى اطلاق ميكنند (اول) عقايد حقه است يا ترك كباير و فعل فرايض كه ترك آنها داخل گناهان كبيره است مانند نماز و زكاة و روزه و حج و جهاد و امثال اينها و اين معنى از بسيارى از اخبار صحيحه و معتبره ظاهر ميشود (دويم) عقايد حقه با فعل جميع واجبات و ترك جميع محرمات و اين نيز از بعضى از اخبار ظاهر ميشود (سيم) يقين بعقايد حقه بر وجه كمال با فعل واجبات و سنن نبويه و ترك محرمات و مكروهات (چهارم) محض عقايد ضروريه با عدم انكار آنها يا اقرار بآنها با عدم تقيه چنانچه سابقا مذكور شد و اكثر احاديث دلالت بر معنى اول ميكند چنانچه از حضرت امام رضا عليه السّلام منقولست كه اصحاب كباير نه مؤمنند و نه كافر بلكه محل شفاعتند و مسلمانند و در احاديث بسيار وارد شده است كه تارك الصلاة كافر است و مانع الزكاة و تارك حج كافرند و زانى در وقت زنا مؤمن نيست و شارب الخمر در وقت شراب خوردن مؤمن نيست و دزد در وقت دزدى مؤمن نيست و آنكه روح ايمان در وقت زنا از او مفارقت ميكند و چون فارغ ميشود يا توبه ميكند باز عود ميكند و ثمرهاى كه بر اين ايمان مترتب ميشود عدم استحقاق مذلت و اهانت و عقوبت و عذابست در دنيا و آخرت زيرا كه كسى كه اجتناب كند از كبيره گناهان صغيره او مكفر است و مغفور است بنص قرآن (دويم) عقايد حقه است با فعل جميع واجبات و ترك جميع محرمات چنانچه در بسيارى از احاديث سلب ايمان شده است از جمعى كه مرتكب غير كبيره باشند از گناهان يا تارك غير فريضه باشند از واجبات و ثمره اين ايمان ملحق شدن بمقربانست و حشر با صديقان يا تضاعف مثوبات و رفع درجات (سيم) عقايد حقه است با يقين بر وجه كمال و فعل واجبات و مستحبات و ترك جميع محرمات و مكروهات و اتصاف بصفات حسنه و تهذيب نفس از اخلاق ذميمه چنانكه در صفات مؤمن و صفات شيعيان آيات سوره مؤمنان و غير آن وارد شده است و اين ايمان مخصوص انبياء و اوصياء است چنانكه در اخبار بسيار تفسير مؤمن و مؤمنين به امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه طاهرين شده است و در تفسير قول حق تعالى وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ يعنى ايمان نمىآوردند اكثر ايشان بخدا مگر آنكه ايشان مشركند احاديث بسيار وارد شده است كه جميع معاصى خدا بلكه اعتماد بر غير جناب اقدس الهى داخل است در اين شرك حتى اعتماد كردن در حفظ عدد ركعات نماز