حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥١٠ - فصل شانزدهم در بيان بعضى از صفات و خصوصيات جهنم و عقوبات آنست
خواندى آنچه در ساق عرش نوشته بود و من ديده بودم كه خدا بر ساق عرش دو هزار سال پيش از آنكه دنيا را يا آدم را خلق كند نوشته بود لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه ايدته و نصرته بعلى اينها دو دشمن ايشان و دو ستمكننده بر ايشانند يعنى ابو بكر و عمر- و كلينى در حديث معتبر طولانى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه كفر در كتاب خدا بر پنج وجه است از جمله آنها كفر جحود است و آن آنست كه انكار كنند پروردگارى خدا را و گويند كه پروردگارى نيست و بهشتى نيست و آتشى و اين قول دو طايفه از زنادقه است كه ايشان را دهريه ميگويند.
و سيد بن طاوس از كتاب زهد النبى روايت كرده است از حضرت امير عليه السّلام كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود بحق آن خداوندى كه جان محمد در دست قدرت اوست كه اگر قطرهاى از زقوم را بر كوههاى زمين بريزند هرآينه فرو روند تا طبقه هفتم زمين و طاقت آن را نياورند پس چگونه خواهد بود حال كسى كه آن طعامش باشد و بحق آن خداوندى كه جانم در قبضه قدرت اوست كه اگر يك قطره از غسلين را بر كوههاى زمين بريزند هرآينه فرو رود تا زير هفتم طبقه زمين و طاقت آن را نياورند پس چگونه خواهد بود حال كسى كه آبش آن باشد و بحق آن خداوندى كه جانم در دست قدرت اوست كه اگر يكى از مقامعى كه خداوند فرموده است بر كوههاى زمين بگذارند هرآينه فرو رود تا پائين طبقه هفتم زمين و طاقت آن نداشته باشد پس چگونه خواهد بود حال كسى كه آنها را بر او بكوبند در جهنم و ايضا از كتاب مذكور مروى است كه چون اين آيه نازل شد بدرستى كه جهنم وعدهگاه جميع ايشانست و از براى آن هفت در است و از براى هر درى از آنها حصه مقررى از براى كافران و عاصيان هست حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله گريست گريه شديد و اصحاب آن حضرت از براى گريه او گريستند و ندانستند كه جبرئيل چه خبر آورده است و نتوانستند از آن حضرت سؤال كرد و آن حضرت چون فاطمه را ميديد شاد ميشد يكى از صحابه رفت بخانه حضرت فاطمه كه او را بياورد ديد كه او آرد جوى در پيش گذاشته است و خمير ميكند و ميگويد وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى پس سلام كرد بر آن حضرت و حال حضرت رسول و گريستن او را نقل نمود حضرت فاطمه برخاست و چادر كهنه بر خود پيچيد كه دوازده موضع آن را بسعف خرما پينه كرده بود چون نظر سلمان بر آن چادر افتاد گريست و گفت وا حزناه قيصر پادشاه روم و كسرى پادشاه عجم سندس و حرير ميپوشند و فاطمه دختر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بهترين خلق است چنين جامه ميپوشد چون فاطمه عليه السّلام بخدمت پدر بزرگوار خود آمد گفت يا رسول اللّه سلمان تعجب ميكند