حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٨٧ - فصل سيم در اقرار بحقيقت مرگ و توابع آنست و در آن دو مطلب است
پس داخل ميشود بر او و بر قبر او از نور بهشت و خنكى و بوى خوش آن و ايضا بسند معتبر از آن حضرت روايت كردهاند كه خطاب بشيعيان نمود و فرمود بخدا قسم كه خدا اعمال شما را از شما قبول ميكند و شما را مىآمرزد و بس و چون جان مؤمن بحلق او ميرسد شاد و خوشحال مىشود و مىبيند آنچه موجب روشنى چشم او است و چون محتضر ميشود و حاضر ميگردد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و جبرئيل و ملك موت پس حضرت امير عليه السّلام مىآيد نزديك و ميگويد يا رسول اللّه اين شخص دوست ما اهل بيت است او را دوست بدار و رسول خدا (ص) بجبرئيل ميگويد كه اين خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت او را دوست ميداشت پس او را دوست بدار و جبرئيل بملك موت مىگويد كه اين دوست ميداشت خدا و رسول و اهل بيت او را پس او را دوست دار و با او رفق و مدارا كن.
پس ملك موت نزديك او مىآيد و مىگويد اى بنده خدا آيا گرفتى چيزى را كه با آن گردن خود را از عذاب خدا آزاد كنى و امان يافتى و بيزار شدى از آتش جهنم و چنگ زدى در عصمت كبراى خدا در زندگى دنيا گويد بلى پرسد كه آن كدام است مؤمن گويد ولايت على بن أبي طالب ملك موت گويد كه راست گفتى آنچه از آن ميترسيدى خدا ترا بآن امان داد و آنچه اميد داشتى يافتى پس بشارت باد ترا برفاقت سلف صالح رسول خدا و على و فاطمه و حسن و حسين (ع) و ائمه از ذريه ايشان پس جان او را قبض كند برفق و مدارا و آسانى پس كفن و حنوط او را از بهشت مىآورند و حنوط او از مشك خوشبوتر خواهد بود و حله زردى باو بپوشانند از حلههاى بهشت و چون او را در قبر گذارند درى از درهاى بهشت براى او بگشايند كه از شميم و گلهاى بهشت بر او داخل شود و از پيش رويش و از دست راست و چپش بقدر يك ماهه راه بگشايند و باو بگويند بخواب مانند خوابيدن داماد در حجله خود پس باو گويند بشارت باد تو را بروح و ريحان و جنت نعيم پروردگارى كه بر تو غضب ناك نيست پس زيارت ميكند آل محمد را در باغستانهاى بهشت و با ايشان ميخورد از طعامهاى ايشان و مىآشامد از شرابشان و با ايشان سخن مىگويد در مجالس ايشان تا وقتى كه قائم آل محمد ظاهر شود و چون آن حضرت ظاهر شود حقتعالى او را مبعوث گرداند تلبيهگويان با ايشان و چون كافر را مرگ در رسد باز رسول خدا و امير المؤمنين عليه السّلام و جبرئيل و ملك موت حاضر شوند نزد او پس على عليه السّلام نزديك او آيد و گويد يا رسول اللّه اين دشمن ما اهل بيت بود او را دشمن دار و رسول خدا باز بجبرئيل گويد كه اين دشمن خدا و دشمن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت بود او را دشمن دار و جبرئيل بملك الموت گويد اين دشمن خدا و دشمن اهل بيت بود او را دشمن دار و جانش را بعنف و دشوارى بگير پس ملك موت به نزديك او آيد