حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٨٢ - فصل دويم در دفع شبهههاى معاد جسمانى
او صادر شود در پيرى از او استيفاء ميكنند و اگر غلامى در جوانى گناهى كرده باشد آقا در پيرى دست بر او بيابد و او را تأديب كند نميگويند بر او ستم كرده است و اينها يا باعتبار اجزاء اصليه است يا باعتبار اينست كه كار با روح است و همينكه شخص بحسب عرف همان شخص است عقل تجويز تعذيب او ميكند و ظلم نميشمارد و هم چنين تعذيب بعد از موت زيرا كه روح بنا بر مشهور بعينه باقى است و نصوص دلالت نميكند مگر بر آنكه آن شخص بر ميگردد بنحوى كه حكم كنند بحسب عرف بر آنكه آن شخص است هم چنانكه حكم ميكنند بر يك آب هرگاه بر دو ظرف بريزند كه اين همين آب است كه در يك ظرف بود بحسب شرع و عرف هر چند قائل بهيولى باشد و اطلاعات شرعى و عرفى و لغوى مبتنى بر امثال اين دقايق حكمى و فلسفى نيست و الا بايست بر قول بهيولى حكم كنند بطهارت آب نجسى كه يك قطره از آن بردارند و در بعضى از اخبار و آيات اشعار باين هست چنانچه حقتعالى فرموده است أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ يعنى آيا نيست آن كسى كه آسمانها و زمين را خلق كرده است قادر بر آنكه خلق كند مثل ايشان را و باز فرموده است در وصف عذاب اهل جهنم كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ يعنى هر چند بريان ميشود پوستهاى ايشان بدل ميكنيم از براى ايشان پوستهاى غير آن از براى آنكه بچشند عذاب را و در احاديث عامه و خاصه وارد شده است كه محشور ميشوند متكبران مانند موران و عامه نقل كردهاند كه دندان كافر مانند كوه احد خواهد بود و اهل بهشت بىموى بدن ساده و سرمه كشيده خواهند بود و از احاديث خاصه و عامه در احتجاج شيخ ابو طالب طبرسى و در مجالس شيخ طبرسى روايت كردهاند كه ابن ابى العوجاء ملحد از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام سؤال كرد از آيه بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها و گفت گناه اين پوست چيست كه آن را عذاب ميكنند حضرت فرمود واى بر تو اين همان پوست است و غير آن است ابن ابى العوجاء گفت مثل آن را از امور دنيا بفرما فرمود كه مثل آنست كه خشتى را بشكنند و گل كنند و بار ديگر در همان قالب بريزند ميتوان گفت همانست و ميتوان گفت غير آنست گفت بلى خدا متمتع گرداند مردم را بوجود تو و با اين مراتب احوط و اولى آنست كه تصديق نمايند آنچه را در نصوص متكاثره متواتره وارد شده است و بضرورت اديان و ملل ثابت شده است از ثبوت حشر جسمانى و آنچه وارد شده است از خصوصيات آن و خوض نكنند و تفكر ننمايند در امثال اين امور مكلف نشدهاند بتفكر و نظر