حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٨١ - فصل دويم در دفع شبهههاى معاد جسمانى
و دانستى كه شبهات منكران حشر جسمانى اكثر محض استبعاد است و جواب آنها معلوم شد و عمده شبهه ايشان كه حكماء متشبث بآن شدهاند امتناع اعاده معدوم است و بنا بر قول اول در حقيقت جسم اشكال قويتر است زيرا كه بنا بر اين مذهب ايشان صورت جسمى و صورت نوعى البته بايد معدوم شود و اعاده بعينه كه بجميع اجزاء عود كند بدون اعاده معدوم نميشود و اصحاب قول دويم و سيم گمان كردهاند كه باختيار اين دو قول نقضى از اين اشكال نمودهاند و اين محل نظر است زيرا كه ظاهر است كه هرگاه جسد شخصى را بسوزانند و خاكسترش را بباد دهند تشخص زيد باقى نميماند و هر چند صورت و اجزاء باقى بماند در عود شخصى بعينه ناچار است از عود تشخص او بعد از انعدام آن تشخص مگر بنا بر قول بعضى از متكلمين كه ميگويند تشخص هر شخصى قائم است باجزاى اصليه او كه مخلوق است از منى و آن اجزاء باقى است در مدت حيات شخص و بعد از مرگ او و تفرق اجزاء او پس تشخص معدوم نميشود و بنابراين اگر بعضى از عوارض غير مشخصه معدوم شود و غير آنها بجاى آنها برگردد قدح نميكند در آنكه آن شخص بعينه زنده باقى باشد چنانچه عامه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كردهاند كه همه چيز فرزند آدم ميپوسد و كهنه ميشود مگر استخوان منتهاى صلب او كه متصل بمقعد است و كلينى بسند موثق از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه پرسيدند از آن حضرت كه ميت جسدش ميپوسد فرمود كه بلى و باقى نميماند گوشتى و نه استخوانى مگر طينتى كه از آن مخلوق شده است آن نميپوسد و باقى ميماند در قبر مستدير تا مخلوق شود از آن چنانچه اول مرتبه مخلوق شده است. بعد از تمهيد اين مقدمات بدان كه بر تقدير عدم قول بامتناع اعاده معدوم بنا بر آنكه دانستى دليلى بر آن قائم نشده است و دعوى بداهت ممنوع است در اثبات معاد جسمانى اشكالى نيست خصوصا بنا بر قول بانعدام جميع اشياء كه از قول بعدم امتناع چارهاى نيست چنانچه مذكور خواهد شد ان شاء اللّه و اگر كسى قائل بامتناع باشد نيز ممكن است قول بحشر جسمانى بآنكه گوئيم كه در اعاده اشخاص كه در شرع وارد شده است همين بس است كه از آن ماده بعينها يا از آن اجزاء بعينها مخلوق شود خصوصا در وقتى كه شبيه باشد بآن شخص در صفات عوارض بحيثيتى كه اگر او را ببينى بگوئى اين فلانست زيرا كه مدرك لذات و آلام روح است اگر چه بتوسط آلات باشد و لهذا ميگويند كه آدمى را از وقتى كه روح در او دميده ميشود تا هنگام پيرى همان شخص است هر چند متبدل شود صورت او و هيئت او و اجزاى او بتحليل رود و بدل آنها بيايد بلكه اگر بسيارى از اعضاى او را قطع كنند بازميگويند شرعا و عرفا كه همان شخص است و اگر حدى يا قصاصى در جوانى از