حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٧٠ - فصل اول در اثبات معاد جسمانى است
چنين شبههاى دست از دلايل قاطعه كتاب و سنت و گفته خدا و جميع انبياء و ائمه هدى بردارد معلوم است كه چه قدر بهره از اسلام و ايمان و يقين دارد با آنكه قول بحشر جسمانى توقفى بر تجويز اعاده معدوم ندارد چنانچه بعد از اين بيان خواهد شد ان شاء اللّه تعالى و جمع كثير از متكلمين خاصه و عامه بهر دو قائل شدهاند يعنى روح بعد از مفارقت بدن باقى است و لذات و آلام روحانى و جسمانى هر دو را دارند و در قيامت كه ارواح با بدان برمىگردند ببهشت يا دوزخ ميروند سعدا در بهشت لذات روحانى و جسمانى هر دو را دارند و اشقياء در جهنم آلام روحانى و جسمانى هر دو را دارند و محقق دوانى در شرح قواعد گفته است كه بدان كه معاد جسمانى از جمله امورى است كه واجب است اعتقاد بآن و منكر آن كافر است اما معاد روحانى اعنى التذاذ نفس بعد از مفارقت بدن و تألم او بلذات و المهاى عقلى تكليف تعلق نگرفته است باعتقاد بآن و منكر آن كافر است اما منعى نيست شرعا و عقلا از اثبات آن و فخر رازى در بعضى از تصانيفش گفته است اما قائلون بمعاد جسمانى و روحانى هر دو خواستهاند جمع كنند ميان حكمت و شريعت گفتهاند عقل دلالت كرده است بر آنكه سعادت ارواح بمعرفت خدا و محبت او است و سعادت اجساد در ادراك محسوسات است و جمع ميان اين دو سعادت در اين زندگانى دنيا ممكن نيست زيرا كه آدمى با مستغرق بودن در تجلى انوار عالم قدس ممكن نيست او را كه ملتفت شود بسوى چيزى از لذات جسمانى و با استغراق او در استيفاى اين لذات جسمانيه ممكن نيست او را كه ملتفت شود بسوى لذات روحانى زيرا كه ارواح بشرى در اين عالم ضعيفاند و در وقتى كه مفارقت كردند از بدنها بمرگ و استمداد قوت از عالم قدس و طهارت كردند قوتى ايشان را بهم ميرسد كه جمع ما بين اين دو امر ميتوانند كرد و شبههاى نيست در اينكه اين حالت اعلاى درجات كمالات و اقصاى منازل سعادات است و دوانى گفته است كه قول بهر دو نه محض جمع بين الرأيين است بلكه بر هر دو برهان قائم شده است كه چنانچه شيخ ابو على در شفا و نجات گفته است هر چند در كتاب معاد نفى حشر جسمانى كرده است.
مؤلف گويد كه اين مذهب اقواى مذاهب است و منافاتى ميان لذات جسمانى و روحانى نيست و احاديث نيز دلالت بر اين دارد چنانچه عياشى و غير آن از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام روايت كردهاند كه چون اهل بهشت در بهشت درآيند و داخل شوند دوستان خدا در مساكن و منازل خود و هر مؤمنى از ايشان بر تخت خود تكيه كند و خدمتكاران بر دور او بايستند و ميوهها آويخته باشد بر سر او و چشمهها بر دور او بجوشد و از زير قصر او نهرها جارى شود و مسندها براى او بگسترانند و متكاهاى متعدد براى او بگذارند و هر چه خواهش