حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٥٣ - هشتم - إنا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحياة الدنيا و يوم يقوم الأشهاد
يعنى در رجعت ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ يعنى در قيامت و محمد بن العباس بسند معتبر از حضرت امام محمد باقر روايت كرده است در تفسير قول حقتعالى إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ يعنى اگر خواهيم ميفرستيم بر ايشان از آسمان آيتى پس ميگردد گردنهاى ايشان از براى اين آيت ذليل حضرت فرمود گردنهاى بنى اميه براى آن آيت ذليل و خاضع ميگردد و آيت آنست كه على بن أبي طالب عليه السّلام در هنگام زوال شمس ظاهر ميگردد نزد قرص آفتاب از براى مردم تا بشناسند او را بحسب و نسبش پس بنى اميه را بكشد حتى آنكه از بنى اميه مردى خود را در پهلوى درختى پنهان كند درخت بسخن آيد و فرياد كند كه اين مردى است از بنى اميه اينجا پنهان شده است او را بكشيد و شيخ حسن بن سليمان از كتاب ابن ماهيار كه از اكابر محدثين شيعه است روايت كرده است از ابو مروان كه گفت از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام سؤال كردم از تفسير قول حقتعالى إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ فرمود كه دنيا آخر نميشود تا جمع شوند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام در ثوبه كه موضعى است از كوفه در آنجا مسجدى بنا كنند كه دوازده هزار در داشته باشد و ايضا از كتاب بشارت سيد على بن طاوس روايت كرده است از عمران كه مجموع عمر دنيا صد هزار سال است بيست هزار سال دولت ساير مردم است و هشتاد هزار سال ايام دولت محمد و آل محمد است و سيد بن طاوس گفته است كه در كتاب ظهير بن عبد اللّه اين روايت را از اين مبسوطتر ديدهام و در كامل الزيارة از مفضل از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود گويا ميبينم كه كرسى از نور بگذارند و بر آن نصب كنند قبهاى از ياقوت سرخ مكلل بساير جواهر و حضرت امام حسين عليه السّلام بر آن كرسى نشيند و بر دور آن كرسى نور هزار قبه سبز بوده باشد و مؤمنان آيند و آن حضرت را زيارت كنند و بر او سلام كنند پس حقتعالى خطاب كند ايشان را كه اى دوستان من آنچه خواهيد از من سؤال كنيد بسيار آزار كشيديد و ذليل و مظلوم شديد امروز هر حاجت از حاجتهاى دنيا و آخرت كه از من سؤال كنيد بر مىآورم از براى شما پس خوردن و آشاميدن ايشان از بهشت باشد اينست و اللّه كرامت و بزرگوارى عظيم مؤلف گويد كه حاجتهاى دنيا كه در اين حديث مذكور است دلالت ميكند كه اين حديث در رجعت خواهد بود و در كتاب احتجاج روايت كرده است كه از ناحيه مقدسه زيارتى بيرون آمد بسوى محمد بن جعفر بن حميرى و در آن مذكور است كه شهادت ميدهم كه تو حجت خدائى و شمائيد اول و آخر و آنكه رجعت شما حقست و در آن شكى نيست در روزى كه