درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٠٣ - معناى لغوى و اصطلاحى«انتظار فرج»
به بيان ديگر،«كيفيتى روحى است كه باعث به وجود آمدن حالت آمادگى (انسانها)براى آنچه انتظار دارند،مىشود و ضد آن،يأس و نااميدى است.هرچه انتظار بيشتر باشد و هرچه شعلۀ آن فروزانتر و پرفروغتر باشد،تحرك و پويايى او و در نتيجه آمادگى نيز بيشتر خواهد بود». [١]
«فرج»به معناى«گشايش»است.انتظار فرج،برخاسته از فطرت كمالجوى بشرى است؛اگرچه عوامل ديگرى نيز مىتواند منشأ انتظار باشد.
يكى از انديشوران معاصر،با بيان اين كه برخى دوست دارند حالت انتظار را يك مسأله روانى ناشى از حرمان در اقشار محروم جامعه و تاريخ تفسير كنند و حالت فرار از واقعيت گرانبار يا مشقّتها به سوى تصور آيندهاى كه محرومان در آن بتوانند تمام حقوق از دست رفته و سيادتشان را باز پس گيرند،نوشته است:«اين گمانه،نوعى خيالبافى يا نوعى گريز از دامن واقعيت به آغوش تخيل است». [٢]
برخلاف گمان برخى كه انديشۀ مهدويّت را ساختۀ شيعه مىدانند،باور داشت مهدويّت نه فقط به پيروان اهل بيت عليهم السّلام اختصاص ندارد،بلكه بخش مهمى از عقايد اسلامى و يكى از مسايل مهم و ريشهاى در اصول اسلامى به شمار مىآيد كه بين تمام گروهها و مذاهب اسلامى براساس بشارتهاى قرآن مجيد و آموزههاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلّم،شكل گرفته است.روايتهاى مربوط به حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف-همانگونه كه در منابع شيعه آمده است-در بسيارى از كتابهاى معروف اهل سنّت نيز آمده است. [٣]
بنابراين،باور به پيروزى نهايى نيروى حقّ،صلح و عدالت بر نيروى باطل،ستيز و بيداد،گسترش جهانى ايمان اسلامى،استقرار كامل و همهجانبۀ ارزشهاى انسانى، تشكيل مدينۀ فاضله و جامعۀ آرمانى و سرانجام،اجراى اين ايدۀ عمومى و انسانى به وسيلۀ شخصيتى عالىقدر كه در روايات اسلامى،از او به«مهدى»تعبير شده است، برخاسته از چشمهسار وحى است؛ازاينرو انتظار آن دوران،علاوه بر آن كه در
[١] .ر.ك:موسوى اصفهانى،محمّد تقى،مكيال المكارم،ترجمه:مهدى حائرى قزوينى،ج ٢،ص ٢٣٥.
[٢] .آصفى،محمّد مهدى،مقالۀ انتظار پويا،فصلنامه انتظار،ش ٦.
[٣] .ر.ك:ناصرى،محمد امير،الامام المهدى فى الاحاديث المشتركة بين السنة و الشيعة.