درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٢٢ - ٤ امكان ملاقات و پذيرش ادعا
و نيز گفتهاند:كسى نگويد اين مجموع،مانند متواتر،يقين خواهد آورد؛زيرا گفته مىشود:دربارۀ تواتر،مفاد همۀ خبرها يكى است؛امّا اينجا چنين نيست.و موارد حكايات، گوناگون است؛بنابراين قطعى نيز از اين حكايات به دست نمىآيد؛مگر براى كسى كه شگفتزدۀ فراوانى شمار اين حكايتها شود و چنين قطعى به قطع قطّاع بيشتر شبيه است.
افزون بر آنچه ذكر شد،برخى ملاقاتها را به دستههايى تقسيم كرده،آنگاه نتيجه گرفتهاند بخش اندكى از آنها با توقيع،در تعارض است.
دستههاى ملاقاتهاى موجود در كتابها بدين قرار است:
١.بسيارى از ملاقاتها مربوط به زمان غيبت صغرا است.
٢.برخى ملاقاتها به بزرگان نسبت داده شده است؛امّا سند معتبر و محكمى ندارد.
٣.در بخشى از آنها،شخص،در عالم رؤيا به محضر آن حضرت مشرف شده است.
٤.بسيارى از آنچه در باب ملاقات و تشرف آمده،شنيدن صداى امام بوده است،نه مشاهده آن حضرت.
٥.بسيارى از آنچه ادعا شده،فقط حدس است.
٦.بسيارى از آنچه ذيل عنوان ملاقات و تشرف ذكر مىشود،كرامتهايى است كه از سوى آن حضرت براى فرد صادر شده و هيچ ملاقاتى در آن ذكر نشده است.
٧.بسيارى از آنچه با عنوان مشاهده در كتابها گفته شده،از نظر محتوا و متن داراى اشكال و ايرادهاى فراوانى است.بارزترين نمونۀ آن،داستان جزيرۀ خضرا است.
٨.برخى از آنچه گفته شده،مشاهده است،مكاشفه بوده و آن هم از محل بحث خارج است.
آنچه باقى مىماند،شمار اندكى از مشاهده است كه مورد توجه بزرگان قرار گرفته است.
بايد توجه داشت ملاقات حضرت فضيلت بزرگى است؛امّا آنچه مهمتر است، شناخت و معرفت آن بزرگوار و عمل به دستورهايى است كه رضايت خداوند و آن حضرت را در پى دارد.فراموش نشود كم نبودند افرادى كه همواره در زمان پيامبر و امامان عليهم السّلام با آن بزرگواران ديدار مىكردند؛اما بهره معرفتى چندانى از آن ملاقاتها نمىبردند و گاهى هم مورد خشم و غضب ايشان واقع مىشدند.