درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٤٠ - ٣ پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان،به تناسب شرايط
و نيز سخن نايب خاص آن حضرت محمد بن عثمان كه در اينباره مىگويد:
و اللّه إنّ صاحب هذا الأمر ليحضر الموسم كلّ سنة يرى النّاس و يعرفهم و يرونه و لا يعرفونه؛ [١]
به خدا سوگند!همانا صاحب اين امر،هر سال در موسم حج حاضر مىشود؛ مردم را مىبيند و آنها را مىشناسد و مردم او را مىبينند؛ولى نمىشناسند.
برخى دانشمندان معاصر دربارۀ اين ديدگاه،بر اين باورند كه مقصود از غيبت،آن نيست كه حضرتش در يكى از قلههاى كوهها يا در دژى محكم يا در غارى از غارهاى زمين نهان است؛بلكه مقصود از غيبت،ناشناخته بودن آن حضرت است.وى معتقد است در حالى كه آن حضرت ميان مردم است،همگان او را مىبينند؛ولى او را نمىشناسند. [٢]
لازم به يادآورى است كه با توجه به معناى لغوى غيبت،بهرهبردارى اين معنا از رواياتى كه به صورت مطلق غيبت را براى آن حضرت ثابت كردهاند،نيازمند قرينه است.
٣.پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان،به تناسب شرايط
اگرچه به راستى آگاهى به چگونگى غيبت حضرت فقط نزد پروردگار متعال است؛امّا از مجموع روايات مىتوان ديدگاه سومى ارائه نمود.و آن عبارت است از اين كه:
حضرت در مواردى كه صلاح بداند از ديدگان مردم پنهان است.-البته با تصرّفى كه به قدرت الهى در ديدگان افراد مىنمايد.نه نامرئى كردن جسم خويش.-و در مواردى كه آن حضرت مصلحت بداند به صورت آشكار در جامعه حركت مىكند و مردم ايشان را مىبينند ولى نمىشناسند.
برخى از انديشوران معاصر نيز به اين ديدگاه اشاره كرده،نوشتهاند:
دربارۀ امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف غيبت به هر دو نحو-غيبت جسم،غيبت عنوان-تحقق دارد و فلسفه و فايده غيبت به هر دو نحو حاصل مىشود.از جمع بين روايات و حكايات تشرف افراد به خدمت آن حضرت و بهرهبردارى از تفسير بعضى از
[١] .شيخ طوسى،كتاب الغيبة،ص ٣٦٢؛شيخ صدوق،من لا يحضره الفقيه،ج ٢،ص ٥٢٠.
[٢] .صدر،سيّد رضا،راه مهدى عليه السّلام،ص ٧٨.