درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٨٧ - سيد كاظم رشتى،جانشين احسايى
چنين ديدگاه غلوآميزى،علاوه بر آن كه خود گناه بزرگى است،زمينه پيدايش افكار ديگرى(مثل ادعاى الوهيت،تجلى ذات حق،و حلول حق تعالى در افراد و...) شده است.
پيروان اين فرقه مجموعا از مردم بصره،حلّه،كربلا،قطيف،بحرين و بعضى از شهرهاى ايران بودند. [١]
سيد كاظم رشتى،جانشين احسايى
سيّد كاظم رشتى-از سادات مهاجر حجاز به رشت-در سال ١٢١٢ ق در رشت به دنيا آمد.او در جوانى در يزد به شيخ پيوست و هميشه ملازم او بود.شيخ احمد احسايى پيش از وفات خود،سيّد كاظم رشتى را جانشين خود ساخت.پيروان وى نيز بىهيچ اختلافى، سيّد را به پيشوايى خويش پذيرفتند.
طايفه شيخى كه در احترام قبور ائمۀ اطهار،غلو داشتند،در بالاى ضريح حسينى، نماز نمىگذاردند و آن مكان را فوقالعاده تقديس مىكردند.مخالفان آنان،از روحانيان شيعه و پيروان آنان كه در بالاى سر ضريح امام حسين عليه السّلام نماز مىخواندند،در مقابل «شيخى»،«بالاسرى»ناميده شدند.
دورۀ رياست سيّد رشتى،شانزده سال طول كشيد.طايفۀ شيخى،همهجا،طبق تعليمات شيخ احمد و سيّد كاظم،معالم دين خود را به جاى مىآوردند و خود را از ديگر فرقههاى شيعه ممتاز مىدانستند.
سيد رشتى،زمانى به جاى استاد نشست كه كمتر از سى سال سن داشت.وى،به سبب نطق و قلم و تصنيف و تأليف كتاب،عهدهدار انتشار افكار استاد خود شد.او،در تمام مدت پيشوايى خود،به ايران سفر نكرد و مركز خود را همان عتبات عاليات قرار داد و از آنجا،با هند و ممالك عثمانى و حجاز،رابطه داشت.و در سال ١٢٥٩ ق در كربلا از دنيا رفت.
[١] .ر.ك:شريف يحيى الأمين،معجم الفرق الاسلامية،ص ١٤٩.