درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٥٩ - ١ دلالت قصه بر تحريف قرآن
است.البته او-كه خدا رحمتش كند-فرد صالح و محققى بود،لكن علاقهاش به جمعآورى منقولات ضعيف و عجيب و غريب و چيزهايى كه عقل سليم و نظر صائب آنها را نمىپذيرد بيشتر بود،تا گردآورى مطالب نافع... [١].
آيت اللّه حسن زاده آملى،انديشور معاصر،در كتاب نفيس هشت رساله عربى بحث مفصلى را دربارۀ عدم تحريف قرآن در رسالهاى مستقل با عنوان«فصل الخطاب فى عدم تحريف كتاب رب الارباب»آورده است.وى در خاتمه رساله مىنويسد:
محدث نورى به داستانها و حكايتهاى سست و روايتهاى بىاساس تمسك جسته است،تا با ربط بعضى از آنها به بعضى ديگر،استدلال كند قرآنى كه فرود آوردندهاش فرموده: إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ [٢]تحريف شده است...
كتابهاى ديگر محدث نورى هم بهترين گواه است كه ايشان گرچه چند محدث بوده؛ولى محقق و پژوهشگر نبوده است؛پس بهتر آن بود كه پاى از گليم خويش،بيرون ننهد و به قدر خويش سخن بگويد...
استاد حسن زاده آملى سپس مطالبى را از يك نسخه خطى متعلق به استاد خود،مرحوم آيت اللّه شعرانى مىآورد كه در آن،كتاب فصل الخطاب محدث نورى نقد شده است.
در يك فراز از آن نسخه،مرحوم آيت اللّه شعرانى به مناسبت اين كه محدث نورى براى اثبات مدعاى خود به داستان جزيره خضراء استناد مىكند،به اين داستان اشاره كرده و مىفرمايد:
حكايت جزيره خضراء،جعلى است و در جعلى بودن آن،هيچ شكى نيست. [٣]
[١] .«...صاحب فصل الخطاب الذى كان كتبه لا يفيد علما و لا عملا و انما هو ايراد روايات ضعاف اعرض عنها الاصحاب و تنزه عنها اولو الالباب من قدما اصحابنا كالمحمدين الثلاثه المتقدمين-رحمهم اللّه-هذا حال كتب روايته غالبا كالمستدرك و لا تسال عن سائر كتبه المشحونة بالقصص و الحكايات الغريبة التى غالبها بالهزل اشبه منه بالجدّ و هو رحمه اللّه شخص صالح متتبع الا ان اشتياقه لجمع الضعاف و الغرائب و العجائب و ما لا يقبلها العقل السليم و الراى المستقيم اكثر من الكلام النافع...»؛ موسوى خمينى،روح اللّه،انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية،ج ١،صص ٢٤٤-٢٤٥.
[٢] .حجر(١٥):آيۀ ٩.
[٣] .جزيره خضراء افسانه يا واقعيت؟،ص ٢٢٧،به نقل از:آيت اللّه حسن زاده آملى،هشت رساله عربى،ص ٢٨٨.