درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٣٢ - نقد و بررسى كوتاه
نمىباشد.و همين اندازه كه چنين معنايى براى روايت محتمل باشد،براى ساقط كردن استدلال بدان كفايت مىكند؛زيرا آنگاه كه احتمال به ميان آيد، استدلال باطل است. [١]
ب.دربارۀ روايت شيخ طوسى گفته مىشود كه مورد تحريف واقع شده است.زيرا در اين روايت،ضمير مفرد به جاى جمع استفاده شده است:
[در روايات]مىگويد:«از فرزندان او و ديگرى»؛در حالى كه صحيح اين بود كه بگويد«از فرزندان او و ديگران».مگر اين كه كسى بگويد ضمير«هاء»در كلمه«ولده»از سوى نسخهنويسان اضافه شده است يا اين كه بگويند مقصود روايت اشاره به اين مطلب است كه امام عليه السّلام فقط يك فرزند دارد.يا اين كه بگويد مراد از لفظ«ولد»اسم جنس است و براى مراعات اين نكته ضمير مفرد به كار رفته است. [٢]
٢.حكايت جزيره خضراء كه سخن از فرزندان حضرت در جزيرهاى دوردست دارد.
در آن داستان،ادعا شده است برخى فرزندان حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف در جزايرى دور دست و ناشناخته،بر شهرهايى حكومت مىكنند.
اين داستان،ابتدا به وسيله علامه مجلسى در بحار الانوار [٣]و پس از نزديك دو قرن، به وسيله محدث نورى در كتاب نجم الثاقب [٤]شهرت يافت.
در درسهاى آينده به صورت مفصل درباره اين داستان سخن خواهيم گفت.اين نتيجه خواهيم رسيد كه اين داستان از اساس ساختگى است.
بنابراين استدلال به اين داستان و مانند آن،بر اين مسأله غير قابل پذيرش است.
[١] .صدر،سيّد محمد،تاريخ غيبت كبرا،ترجمه سيّد حسن افتخارزاده،ص ٨٥.
[٢] .سيّد جعفر مرتضى،جزيرة خضرا در ترازوى نقد،ترجمۀ:محمد سپهرى،ص ٢١٨.
[٣] .علامه مجلسى،بحار الانوار،ج ٥٢،ص ١٥٩.
[٤] .محدث نورى،نجم الثاقب،باب هفتم،حكايت ٣٧.با وجود اين كه وى حكايت را از بحار الانوار نقل كرده است،ولى تفاوتهاى فراوانى با نقل علامه مجلسى دارد.