درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١١٩ - ٣ وقوع ملاقات همراه با شناخت و عدم پذيرش ادعا
اين احتمال،خلاف ظاهر عبارت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف در توقيع شريف است؛زيرا در آن صورت،امام بايد مىفرمود:ألا فمن ادعى المشاهدة مع السفارة او الوكالة فهو كذّاب؛درحالى كه به صورت مطلق مىگويد:«هركس ادعاى مشاهده كند،دروغگو است».
اينجا لازم است به برخى سخنان بزرگان اشاره كنيم كه در آن،ضمن پذيرش امكان ملاقات،گفتهاند در صورت ملاقات،فرد ملاقاتكننده پرده از راز ديدار خود بر نخواهد داشت و اين،همان تكذيب ادعاى ملاقات است.
١.سيّد مرتضى،بدون آن كه قاطعانه ملاقات با حضرت را بپذيرد،عدم امكان ملاقات را غير قطعى دانسته،مىنويسد:
انا غير قاطعين على ان امام لا يصل اليه احد و لا يلقاه بشر فهذا امر غير معلوم و لا سبيل الى القطع عليه...؛ [١]
ما قطع نداريم دست كسى به امام نمىرسد و بشر نمىتواند او را ملاقات كند.
اين،امرى غير معلوم است كه راهى بر قطع به آن نيست.
وى آنگاه با فاصلۀ چند صفحه،در پاسخ به اين پرسش كه اگر غيبت حضرت به سبب ترس از دشمنان است،چرا از دوستان پنهان است؟مىنويسد:
...انه غير ممتنع ان يكون الامام عليه السّلام يظهر لبعض اوليائه ممن لا يخشى من جهته شيئا من اسباب الخوف،فان هذا مما لا يمكن القطع على ارتفاعه و امتناعه،و انما يعلم كل واحد من شيعته حال نفسه و لا سبيل له الى العلم بحال غيره؛ [٢]
...همانا ممتنع نيست كه امام براى برخى دوستانش آشكار شود؛از افرادى كه از سوى آنها ترسى وجود ندارد.پس به درستى كه اين،از امورى است كه قطع بر امتناع و ارتفاع آن ممكن نيست.و هريك از شيعيان حال خودش را مىداند و راهى نيست براى آگاهى به حال ديگران.
[١] .سيّد مرتضى،تنزيه الانبياء،ص ٢٣٥.
[٢] .همان،ص ٢٣٨.