درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١١٧ - ٣ وقوع ملاقات همراه با شناخت و عدم پذيرش ادعا
٣.مدعى مشاهده،دروغگوى افترا زننده است(ألا فمن ادّعى المشاهدة قبل خروج السّفيانىّ و الصّيحة فهو كذّاب مفتر).
در اينجا مدعى،اعم از اين است كه به ادعاى خويش اطمينان داشته باشد يا به دروغ،ادعايى را مطرح كند يا بپندارد حق است.
البته برخى بزرگان،اشكالاتى به توقيع وارد ساخته،نوشتهاند:
اين خبر،ضعيف و غير آن خبر؛واحد است كه جز ظنى از آن حاصل نشود و مورث جزم و يقين نباشد؛پس قابليت ندارد كه معارضه كند با وجدان قطعى كه از مجموع آن قصص و حكايات پيدا مىشود.هرچند از هريك آنها پيدا نشود؛بلكه از جملهاى از آنها دارا بود كرامات و خارق عاداتى را كه ممكن نباشد صدور آنها از غير آن جناب؛پس چگونه روا است اعراض از آنها به جهت وجود خبر ضعيفى كه ناقل آن كه شيخ طوسى است-عمل نكرده به آن، در همان كتاب. [١]
در مجموع،اين مؤلف بزرگوار بر توقيع چهار اشكال وارد كرده است:
١.توقيع،خبر واحد و غير قابل اعتماد است؛
٢.خبر،مرسل و ضعيف است؛
٣.شيخ طوسى كه توقيع را نقل كرده به آن عمل نكرده است؛
٤.توقيع،معرض عنه است؛چرا كه اصحاب،حكايات زيادى نقل كردهاند كه اشخاص با امام زمان عليه السّلام ديدار داشتهاند.
در پاسخ به اشكالهاى پيشين،گفته شده است:
١.توقيع مرسل نيست؛چرا كه شيخ صدوق در كمال الدين آن را با سند ذكر كرده است.افزون بر آن،شيخ طوسى اين حديث را از ابن بابويه نقل مىكند و مىگويد:
«اخبرنا جماعۀ»؛پس توقيع از يك طريق نيست؛بلكه از طرقى گوناگون آن را نقل مىكند.سرانجام آن كه،اگر در كتاب احتجاج طبرسى به صورت مرسل ذكر شده
[١] .محدث نورى،نجم الثاقب،ص ٤٨٤.