فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٣٢١ - غيبت (پنهان شدن) مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
ايمان مىآورند.» [١]
افسوس بر آنان كه در اين دوران، اسير وسوسههاى بىپايان شيطان و هواهاى نفسانى شده، در دام تاريك نادانى و عصيان زندگى مىكنند.
٣. آزادگى از بيعت ديگرانديدگاه برخى روايات، اين است كه آن حضرت، با غيبت خود، از بيعت با طاغوتهاى زمان در امان خواهد بود.
امام مجتبى عليه السّلام-آن هنگام كه براى حفظ مصالح اسلام و مسلمين به سازش با معاويه تن داد و مردم، زبان به سرزنش حضرتش گشودند-چنين فرمود:
آيا ندانستيد كه هيچيك از ما امامان نيست، مگر اينكه بيعت با ستمگرى بر گردن او قرار مىگيرد؛ جز قائم كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مىگزارد. به درستى كه خداوند سبحانه و تعالى ولادتش را پنهان و شخصش را مخفى مىسازد، تا آنگاه كه قيام مىكند، بيعت هيچكس بر گردنش نباشد. [٢]
حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف در توقيعى در پاسخ به برخى پرسشها فرمود:
دربارۀ علت غيبت پرسيده بوديد؛ خداوند سبحانه و تعالى در قرآن كريم مىفرمايد:
«اى اهل ايمان! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براى شما روشن شود، ناراحت مىشويد.» [٣]بدانيد هركدام از پدران من، بيعت يكى از طاغوتهاى زمان خويش را بر گردن داشتند؛ ولى من هنگامى كه قيام مىكنم، بيعت هيچيك از گردنكشان و طاغوتهاى زمان را بر گردن ندارم. [٤]
٤. تأديب انسانهاادب كردن انسانها-بهويژه مسلمانها-يكى ديگر از فلسفههاى غيبت است؛ چرا كه بيشتر آنها در زمان زندگى و حضور امامان پيشين، آنگونه كه شايسته بود از ايشان استفاده و حمايت نكردند. افزون بر آن، گاهى با برخوردهاى ناشايست خود، سبب محروم شدن جامعۀ بشرى از فيض آنها شدند. امام
[١] . «يا على اعجب النّاس ايمانا و اعظمهم يقينا قوم يكونون فى آخر الزّمان لم يلحقوا النبى و حجب عنهم الحجّة فآمنوا بسواد على بياض. . .» ، شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٦٦؛ همو، كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، ص ٢٨٨، باب ٢٥، ح ٨.
[٢] . همان، ص ٣١٥؛ طبرسى، الاحتجاج، ج ٢، ص ٢٨٩.
[٣] . مائده (٥) :١٠١.
[٤] . شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٢٩٠، شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٤٨٣، ح ٤.