فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٥٢ - امامت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
كه از ناحيۀ پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و اله و سلّم نيابت و رياست يافته است؛ تا امور دينى و دنيوى مردم را بر عهده گيرد و دين و دنياى آنان را سامان داده، آباد سازد؛ ازاينرو بر مردم است تا از دستورات وى پيروى كنند.
قاضى ايجى (م ٧٥٦ ق) از متكلمان نامور اهل سنت در المواقف، امامت را عبارت از «رياست عمومى در امور دين و دنياى مردم» دانسته است. [١]و همو نوشته است:
امامت، جانشينى رسول صلّى اللّه عليه و اله و سلّم در برپايى (امور) دين است؛ به گونهاى كه بر همۀ امت اسلامى پيروى از او واجب مىباشد.» [٢]
ابن خلدون (م ٨٠٨ ق) ديگر چهرۀ معروف دانشمندان اهل سنت، امامت را اينگونه تفسير كرده است:
امامت، جانشينى از صاحب شريعت در حفظ دين و سياستگذارى و ادارۀ امور دنيايى مردم است. [٣]
سعد الدين تفتازانى (م ٧٩٢ ق) در شرح المقاصد نوشته است:
امامت، رياست عمومى در امور دين و دنياى مردم به هدف خلافت از ناحيۀ پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم است. [٤]
سيد شريف جرجانى (م ٨١٦ ق) در شرح المواقف نوشته است:
امامت، جانشينى رسول گرامى در برپايى دين و حفظ اسلام است؛ به گونهاى كه بر همۀ امت اسلامى پيروى از امام واجب است. و خليفه، امام ناميده مىشود. [٥]
بنابراين، امامت، به معناى رياست عمومى فردى خاص بر امور دين و دنياى مردم در دنيا بالاصاله يا به جانشينى از پيامبر است؛ زيرا امامت، داراى شأنهايى همچون رهبرى سياسى و زعامت اجتماعى و مرجعيت دينى و تبيين و تفسير وحى و ولايت باطنى و معنوى است كه از اين جهت، امام حجت خدا در زمان، ولى اللّه، انسان كامل حامل معنويت كلى انسانيت و قطب است.
چون امامت داراى جايگاه والايى است، شيعه آن را همانند نبوت به نصّ و امر الهى و از اصول دين (مذهب) مىداند؛ در حالى كه در ديدگاه اهل سنت، از فروع دين
[١] . المواقف، ص ٣٤٥.
[٢] . همان.
[٣] . ابن خلدون، مقدمه، ص ١٩١.
[٤] . شرح المقاصد، ج ٣، ص ٤٦٩.
[٥] . شرح المواقف، ج ٨، ص ٣٧٦.