فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٥١ - امامت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
است و برخى جانشينى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم در حفظ دين و سياست دنيا را در تعريف اصطلاحى آن آوردهاند.
برخى كاملترين تعريف را رياست بالاصاله عمومى در امر دين و دنيا در دار تكليف مىدانند كه عموم مردم را به حفظ مصالح دين و دنيايشان ترغيب و از آنچه به حال آنان زيانبار است منع كنند.
طبرسى با ژرفنگرى در عبارات لغتدانان كوشيده است دايرۀ معناى امام را گستردهتر تعريف كند. وى به جايگاه امام و پيروى مردم از امام توجه كرده و در اينباره نوشته است:
از لفظ امام دو چيز را مىتوان استفاده كرد:
١. امام كسى است كه به كارها و گفتههاى وى اقتدا مىشود.
٢. امام كسى است كه به اداره كردن و برنامهريزى كار مردم اقدام مىورزد و داراى جايگاهى چون مجازات تجاوزكاران به حقوق ديگران، سرپرستى كارگزاران، اقامۀ حدود الهى، جنگيدن با جنگافروزان و اختلافبرانگيزان مىباشد. . .
بر پايۀ معناى نخست، هيچ پيامبرى نيست، مگر آنكه امام بوده است؛ اما بر اساس معناى دوم، هر پيامبرى لازم نيست امام باشد؛ زيرا امكان دارد پيامبرى از ناحيۀ خداى متعال ماموريت مجازات جنايتكاران و جنگيدن با دشمنان و دفاع از دين و مبارزه با كافران را نداشته باشد. [١]
از اين عبارت مرحوم طبرسى و برداشت وى از لفظ امام به دست مىآيد كه نوع ماموريت و جايگاه امام به دليل آنكه مردم لازم است از افعالش و گفتارش پيروى كنند، با نوع مأموريت نبى و رسول متفاوت است؛ زيرا لازمۀ اقتدا به امام، اطاعت از فرامين او در به اجرا درآوردن دستور العملهاى اجرايى است. با اين تعريف، امام به كسى گفته مىشود كه رهبرى جامعهاى كوچك يا بزرگ را بر عهده دارد و به ادارۀ امور زندگى آنها مىپردازد و مردم از اقدامات و دستور العملهاى وى پيروى مىكنند.
امروزه در حوزۀ علم كلام، امام و امامت، داراى بار معنايى خاصى است كه تفسيرهاى گوناگونى از آن ارائه شده است. متكلمان اسلامى-شيعه و اهل سنت-امام و به دنبال آن، خليفه را دربارۀ كسى به كار مىبرند
[١] . طبرسى، مجمع البيان، ج ١، ص ٢٠١.