فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٧٧ - شيخيه
كرد. اقامت او در كرمانشاه ده سال طول كشيد. شيخ احمد در سال ١٢٤١ ق راهى مكه شد؛ اما در دو منزلى مدينه درگذشت و در قبرستان بقيع دفن گرديد. [١]
مقام علمى و اجازه روايتشيخ احمد، تا بيست سالگى در احساء علوم دينى متداول را فرا گرفت؛ اما از زندگى تحصيلى وى چيزى در دسترس نيست. برخى از شيخىمذهبان بر اين عقيدهاند كه وى در مراحل بعد، استاد خاصى نداشت و استفادههاى او، از مجالس درس عالمان، تحصيل به معناى متعارف نبود؛ به ويژه آنكه او در جايى از آثارش، با كسى با عنوان استاد، استناد نكرده است. [٢]
احسايى در سال ١١٨٦ ق، مقارن با آشوبهاى ناشى از حملات عبد العزيز حاكم سعودى به «احساء» ، به كربلا و نجف مهاجرت كرد و در درس دانشورانى چون سيد مهدى بحر العلوم و آقا محمد باقر وحيد بهبهانى، حضور يافت و در مدمت اقامت در عتبات، اجازههاى پرشمارى گرفت. [٣]مهمترين مشايخ اجازه روايى شيخ احمد احسايى عبارتند از: سيد مهدى بحر العلوم، ميرزا محمد مهدى شهرستانى، آقا سيد على طباطبايى (معروف به صاحب رياض) ، شيخ جعفر كاشف الغطاء، و شيخ حسين آل عصفور. [٤]
احسايى، شاگردان بسيار داشت كه از ميان ايشان، سيد كاظم رشتى (١٢١٢-١٢٥٩ ق) ، پس از وفات او در گسترش و ترويج افكار او، كوشيد و جانشين وى بود. [٥]
شيخ احمد احسايى، گرچه به وارستگى و علم ستوده شده است، آرا و نظرياتش، از خطا مصون نبود و برخى از عالمان معروف آن عصر، با انتقاد جدى از انديشهها و لغزشهاى وى، او را غالى، منحرف و حتى كافر خواندند. در قزوين، ملا محمد تقى برغانى شيخ احمد را به دليل ديدگاه
[١] . همان، ص ٢٦-٤٠.
[٢] . دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٦، ص ٦٦٢.
[٣] . همان، ص ٦٦٣ به نقل از: حسين على محفوظ، اجازات الشيخ احمد الأحسايى، ص ٣٧- ٤٠.
[٤] . همان، به نقل از: على بحرانى، انوار البدرين، به كوشش محمد على طبسى، ص ٤٠٦-٤٠٧؛ احمد احسايى، چند اجازه، ص ١ و ٢،٧؛ سيد كاظم رشتى، دليل المتحيرين، ص ٥١-٥٥.
[٥] . ر. ك: ابو القاسم ابراهيمى، فهرست كتب مشايخ عظام، ص ١١٥ و. . . .